کش در کامپيوتر اصطلاحي است که در مورد برخي قطعات مثل هارد و سي.پي.يو بکار مي رود. پس اول به سراغ خود اصطلاح Cache مي روم تا ببينيم اين فناوري چه مي کند.

کش معمولا در زيرمجموعه حافظه ها قرار مي گيرد و کاربرد اصلي آن هم افزايش سرعت سيستم است بطوري که قيمت آن همچنان قابل قبول باشد. اين فناوري پلي است بين يک منطقه اطلاعات بزرگ با سرعت پايين و محلي که اين اطلاعات مورد استفاده قرار مي گيرد و حالا مي توانيم بگوئيم کش چيست. وقتي اطلاعات از روي هاردديسک يا رم فراخوانده مي شوند اين اطلاعات قبل از اين که به مقصد اصلي برسند در نقطه اي ذخيره مي شوند که به اين نقطه کش مي گوييم. سرعت انتقال اطلاعات از کش بالاتر از رم و هارد است و بخشي که نياز به اطلاعات دارد مي تواند با سرعت بيشتري به آن ها دسترسي پيدا کند و در همين فاصله داده هاي ديگر را فرا بخواند يا آن ها را به خروجي ها منتقل کند. اما هميشه هم اينطور نيست که اطلاعات در کش قابل دسترس باشند و بنابراين اگر اطلاعات در کش باشد به اين وضعيت cache hit و اگر نباشد cache miss مي گويند.
امروزه تقريبا با تمام هارد ديسکها وDVD درايوها مجهز به اين حافظه ذخيره کوتاه مدت هستند که به آن بافر هم گفته مي شود اما در اين قطعات معمولا از يک سطح حافظه استفاده مي شود و مانند اغلب پردازنده هاي امروزي مجهز به دو وسه سطح از حافظه کش نيستند. با اين حال همين مقدار هم تاثير قابل توجهي درکارايي آن ها دارد. اما ببينيم اين کش چه تاثيري در پردازنده دارد.
وقتي اطلاعات از روي رم فراخوانده مي شوند60 نانوثانيه(يک ثانيه تقسيم بر60 ميليارد) طول مي کشد تا اين اطلاعات در دسترس قرار بگيرند که مدت زمان واقعا کمي است ولي وقتي به چرخه زماني پردازنده دقت کنيم که تنها 2 نانو ثانيه است مي فهميم اين زمان براي پردازنده زماني طولاني است. کش هاي اوليه ابتدا روي مادربورد قرار گرفتند و زمان دسترسي به اطلاعات را به 30 نانو ثانيه کاهش دادند و بعد مشخص شد که اين مقدار هم کافي نيست و يک لايه ديگر به آن اضافه کردند که اين بار اين لايه درون پردازنده قرار گرفت و با همان سرعت پردازنده کار مي کرد. بعدها اين ساختار به کلي عوض شد و اکنون علاوه براين دو لايه يک لايه ديگر هم به حافظه دروني پردازنده اضافه شده که شروع کار آن را مي توان از زمان ورود پردازنده هاي چند هسته دانست.
نکته اي که در مورد کش بايد توجه کرد قيمت اين حافظه ها است. کش بيشتر ممکن است تاثير مثبتي روي کارآيي داشته باشد اما قيمت آن تا يک حد مشخص براي مصرف کننده قابل قبول است و به همين دليل معمولا صرف نظر از توانايي هاي فني در ساخت پردازنده اين نکته هم مورد توجه قرار مي گيرد. مثال آن هم حجم کش پايين در مدل هاي ارزان قيمت است.
وظيفه تمام اين لايه ها اين است که تا حد امکان داده ها را نزديک پردازنده نگه دارند تا پردازنده مجبور به فراخواني اطلاعات از فاصله اي دورتر با سرعت کم تر و زمان بالاتر نباشد. اين ها باعث شده تا در ساختار لايه ها مخصوصاً لايه دوم و سوم علاوه بر ذخيره اطلاعات مورد نياز، از اشغال پهناي باند پردازنده با انتقال داده ها بين هسته ها و ايجاد ترافيک غيرضروري در اين ناحيه خودداري شود. شيوه ذخيره اطلاعات در لايه هاي مختلف نيز متفاوت است. داده ها مي توانند به صورت انحصاري در يک لايه قرار بگيرند. يا در لايه هاي مختلف تکرار شوند. آنچه مشخص است اين که در يک لايه اطلاعات تکرار نمي شوند و نمي توان دو لايه همسان را در يک لايه پيدا کرد ولي با کاهش سطح لايه ها و براي نزديک شدن اطلاعات به هسته هاي پردازشي اين داده ها تکرار مي شوند و در هر سطح مي توان قسمتي از اطلاعات لايه بالاتر را ديد. اينتل و AMD سياست يکساني در اين مورد ندازند به عنوان مثال در فنومهاي AMD اطلاعات به صورت انحصاري در يک لايه هستند ولي در اينتل از روش جمع داده ها بين لايه ها استفاده مي شود.
فراخواني اطلاعات از سمت کش نيز مي تواند حالت هاي مختلف داشته باشد. در يکي از اين حالت ها تنها در يک مسير اطلاعات روي کش کپي مي شوند که مزيت هايي مثل آدرس دهي بهتر اطلاعات روي رم را دارد اما در مقابل چندين مسير براي کپي کردن اطلاعات روي رم به کار گرفته مي شوند که اين روش هم مزايا و معايبي دارد. مزيت آن در اين است که اطلاعات روي کش بازنويسي نمي شوند و زمان دسترسي به داده هاي رم کوتاه تر خواهد بود اما از طرف ديگر مقايسه اطلاعات انتقال داده شده روي کش با رم باعث افزايش زمان تاخير رم مي شود. امروزه مشخص شده که استفاده از چند مسير انعطاف بيشتري را براي پردازنده ايجاد مي کند و کارآيي بهتري دارد. اينتل در پردازنده هاي جديد خود مثل Core i7 و i5 در سطح L1 از هشت مسير براي انتقال دستورالعمل ها و از 4 مسير براي انتقال داده ها استفاده مي کند که در سطح L2 نيز تقريبا همينطور است و 8 مسير براي انتقال اطلاعات استفاده مي شوند درحالي که در لايه سوم 16 مسير براي ارتباط گذاشته شده است.
اما در AMD شيوه متفاوتي به کار گرفته شده که از مهم ترين دلايل اختلاف اين نوع پردازنده ها با اينتل است. در فنوم هاي چهارهسته اي براي لايه اول تنها 2 مسير ايجاد شده که باعث کاهش زمان تاخير مي شود. اما در کنار آن ظرفيت لايه L1 افزايش داده شده و64 کيلوبايت براي دستورالعمل ها و64 کيلوبايت نيز براي داده ها است. AMD در لايه هاي بعدي تهاجمي تر عمل مي کند بطوريکه در لايه دوم همان هشت مسير را استفاده کرده که مشابه اينتل است ولي در لايه سوم 48 مسير براي انتقال اطلاعات فراهم شده است.
اين ساختار و تفاوت معماري کش نمي تواند معيار کاملي براي مقايسه محصولات اين دو توليد کننده بزرگ پردازنده باشد و در کنار آن بايد به ساير عوامل هم توجه کرد. ولي اين نکات از اين نظر که تفاوت بين اين دوتوليد کننده را بدانيد بد نيست.
اولين سطح از کش داراي دو بخش است و محلي است که دستورالعمل هاي پردازنده و داده هاي مهم در آن قرار مي گيرد. اين سطح L1 ناميده مي شود. AMD اخيرا (در همين يکي دو ساله) ساختار 64 کيلوبايتي را به کش پردازنده هايش اضافه کرده و هر يک از اين دو بخش (داده ها و دستورالعمل ها) داراي 64 کيلو بايت حافظه هستند در حالي که اينتل همچنان به ساختار 32 کيلو بايتي متعهد مانده است. اين لايه براي هر يک از هسته ها اختصاصي است و اطلاعات هر هسته در اختيار ساير هسته ها قرار نمي گيرد. کش در لايه دوم تا مدت ها به صورت مستقل براي هر هسته بود و حتي پيش از آن هم فقط AMD از اين لايه درون CPU استفاده مي کرد و در اينتل کش لايه دوم با هسته ها روي يک سطح نبودند. در واقع پس از معرفي فناوري ساخت 180 نانومتري کش لايه دوم به سطح سيليکوني CPU اضافه شد. با ورود پردازنده هاي Core 2 Due کش مشترک در اينتل خلق شد و لايه دوم بطور مشترک بين دو هسته مورد استفاده قرار گرفت و اين روش در چهارهسته اي هاي اينتل هم ادامه پيدا کرد تا جايي که در چهارهسته اي دوکش L2 ديده مي شد. زيرا اين مدل ها چهارهسته اي واقعي نبودند و از اتصال دو سطح سيليکوني هر يک با دو هسته تشکيل شدند. البته دليل اينتل براي اين شيوه مسائل اقتصادي و صرف اين مدل ها مطرح شد با اين حال AMD ساختار جديد را در فنوم ها پياده کرد که همراه با کش لايه سوم بود.
کش لايه سوم سال ها پيش ايجاد شد و البته مشکلات خاص خود را داشت بطوريکه بعد از استفاده IBM در سال 1995 اين سطح حافظه چندان مورد توجه قرار نگرفت تا اين که اينتل اين لايه ها را در سال 2003 به رده حرفه اي محصولات خود اضافه کرد. نتيجه اين شد که ايتانيوم و پنتيوم 4 اکستريم صاحب L3 شدند و نسل فنوم هاي AMD نيز از همان ابتدا با L3 همراه شدند هر چند که مدل هاي اوليه تنها 2 مگابايت حافظه L3 داشتند و در مدل هاي بعدي هم بطور متوسط از 6 مگابايت حافظه استفاده شد. در اين مرحله اينتل توانست سطح بالاتري از کش را در لايه سوم ارايه دهد.
منبع:عصر ارتباط- ش351
برچسب:
نویسنده: مهرموعود
یکی از مشکلاتی که برای گوشی ها پیش میآید ویروسی به اسم autorun.exe (که شاید خیلی هم ویروس نباشد!!) هست که فقط مخصوص گوشی ها هم نیست و برای دیسک های سخت و فلش مموری ها هم مشکل ساز می شود. این ویروس داخل پوشه RECYCLER به همراه یک فایل autorun.inf که اطلاعاتautorunداخلش نوشته شده در ریشه درایو (گوشی و …) به صورت *****Hidden قرار می گیرد، که به خاطر **** مخفی!! بودنش با فعال کردن گزینه “Show Hidden Files And Folders” درFolderOptionsهم دیده نمی شود، و راه مشاهده کردنش این است که در همانFolderOptionsگزینه “Hide Protected Operating System Files” را غیرفعال کنید.

اطلاعاتی که داخل فایل autorun.inf قرار می گیره به صورت زیر هست:
[autorun]
open=
shellopen=´???(&O)
shellopenCommand=RECYCLERautorun.exe -OpenCurDir
shellopenDefault=1
shellexplore=×??´¹????÷(&X)
shellexploreCommand=RECYCLERautorun.exe -ExploreCurDir
این دستورات باعث می شوند که وقتی روی درایو راست کلیک می کنید، گزینه های Open و Explore که برای Browse داخل دیسک هست ، به شکلی ناخوانا دیده بشوند و با انتخابشان (و همچنین دابل کلیک روی درایو) فایل exe اجرا می شود.
مسئله ای که در این موارد ممکن استپیش بیاید این استکه اگر روی سیستم آنتی ویروس نصب باشد (البته نه هر آنتی ویروسی!!) و این ویروس شناسایی بشود، معمولاً کاربر به کمکش فایل exe را حذف می کند و باعث می شود که ویروس ظاهراً از بین رفته؛ اما نکته قابل توجه ایناستکه فایل infهیچ تغییری نمی کند و آنتی ویروس هم این فایل را به عنوان ویروس نمی شناسد؛ به همین خاطر گزینه های منو به همان شکل باقی می مانند و در ضمن هنگام داخل شدن به درایو، سیستم طبق دستور این فایل به دنبال autorun.exe می گردد، و چون این فایل وجود ندارد، پیغام “Access Denied” ظاهر می شود. در این شرایط تنها راه وارد شدن به درایو گوشی یا فلش مموری همان AutoPlay خود سیستم است.
و اما برای رهایی از این مشکل می بایست این فایل ها را به صورت دستی حذف کنید؛ که معمولاً در گوشی ها به راحتی انجام می شود، اما اگر نمی توانید داخل درایو (دیسک سخت) شوید و به این فایل ها دسترسی ندارید، از راه AddressBar وارد شوید، بدین صورت که در پنجره MyComputer در قسمت Address نام درایو را نوشته و سپس نام فایل را تایپ کنید؛ برای مثال اگر درایو مورد نظر F باشد، برای باز کردن فایل inf بنویسید:
F:/autorun.inf
برای اطمینان، پس از حذف فایل ها قبل از هر کاری درایو (گوشی و فلش مموری) را Eject کنید تا از به وجود آمدن دوباره آن جلوگیری شود. می بینید که در مراجعه بعدی همه چیز مرتب است!
منبع:www.nmobile.ir
برچسب:
نویسنده: مهرموعود
maingear-ex-l-18لپ تاپ جدید شرکت maingear عنوان قدرتمند ترین لپ تاپ ساخته شده برای علاقمندان بازی های کامپیوتری را به دست آورده است. اگر بخواهید معنای قدرتمند را روی یک لپ تاپ متوجه شوید بهتر است به مشخصات فنی این لپ تاپ کوچولو توجه کنید: پردازشگر intel core 2 due extreme با دو کارت گرافیک nvidia geforce gtx 280m به همراه هشت گیگابایت ram از نوع ddr3. برای حافظه داخلی می توانید تا سه عدد هارد دیسک 2.5 اینچی داخل شکم این لپ تاپ جاسازی کنید یا اگر دوست داشتید از ssd استفاده کنید تا لپ تاپ تان پرواز کند.

داشتن درایو بلوری در این لپ تاپ اختیاری است و البته هنوز در مورد نمایشگر آن صحبت نکردیم. می توانم شرط ببندم که نمایشگر آن از نمایشگر کامپیوتر رومیزی خیلی ها بزرگتر است. به خاطر اینکه مانیتور این لپ تاپ 18.4 اینچی است و با رزولیشن 1920 در 1080 به خوبی قادر به راضی کردن علاقمندان بازی های کامپیوتری خواهد بود.
برای چنین چیزی انتظار قیمت ارزان که ندارید؟ قیمت پایه این لپ تاپ از 2999 دلار شروع می شود. به هر حال، داشتن لقب قدرتمند ترین خرج دارد.
برچسب:
نویسنده: مهرموعود
خدا شکر سالم است،
EXLoxBlog.comEXچشم ها و دست ها و پاهای کوچکش همه در اندازه های کوچکتر و لبخند شیرینش، دورانی سختی را به پایان رساندی و موجود زنده ای را درخود پروراندی و به خواست خداوند به او زندگی بخشیدی و اکنون معنابخش یکی از زیباترین کلمات عالم هستی، مادر
منبع: مجموعه نرم افزاریLord
برچسب:
نویسنده: مهرموعود
گفت: سلام!...
EXLoxBlog.comEX
گفتم: سلام!
معصومانه گفت: می مانی؟
گفتم : تو چطور؟
محکم گفت: همیشه می مانم!
گفتم: می مانم.
روزها گذشت. روزی عزم رفتن کرد. گفتم: تو که گفته بودی می مانی؟!
گفت: نمی توانم! قول ماندن به دیگری داده ام .... باید بروم!
منبع: مجموعه نرم افزاریLord
برچسب:
نویسنده: مهرموعود
روز اول محرم، وجود مبارک امام هشتم بسیار غمگین بود. ابن شبیب به خدمت حضرت مشرف شد، دید حضرت بسیار غمگین است. عرض کرد: چرا غمگین هستید؟ فرمود: امروز اول محرم است. تو اگر بخواهی گریه کنی، اگر می خواهی برای چیزی گریه کنی، بر ابی عبدالله گریه کن! برای اینکه او که رفت، نگذاشتند جامعه ما طعم عدالت را بچشد، طعم عقل را بچشد... سالار شهیدان را مظلومانه شهید کردند...
ایام متعلق به این خاندان و عرض ادب کردن به اینها برای خود ما فضیلت است. چون گریه کردن ما را مسلح می کند. شما در دعای کمیل می خوانید که گریه سلاح مؤمن است، اسلحه مؤمن است. اگر کسی اهل جهاد بود، خواست مبارزه کند، با دست خالی که نمی تواند بجنگد. اگر خواست با دشمن بجنگد، سلاح او تفنگ است، گلوله است و... اگر هم خواست با غرور و منیت و خودخواهی و نفس اماره بجنگد، این در دعای کمیل آمده است:و س لاحه البکاء (1).
EXLoxBlog.comEXاین گریه خالصانه به درگاه خدای سبحان، آدم را مسلح می کند. یعنی آدم را از غرور، از تعدی، از ظلم و از خودبینی نجات می دهد، از احسن اثاثاً و رءیا (2) نجات می دهد، ازطمع نجات می دهد. حالا گریه خاضعانه در عبادت و غیرعبادت یک اثر دارد، گریه برای سالار شهیدان یک اثر دارد. این گریه ما را به ولایت نزدیک می کند، به امامت نزدیک می کند، به علاقه به آنها نزدیک می کند...
انسان اهل گریه، رقیق القلب است؛ قسیّ القلب نیست. این که گفتند به مجالس حسین بن علی شرکت کنید؛ برای اینکه جامعه، بهترین راه زندگی اش همین است. آنهائی که با این معارف رابطه ای ندارند، بالاخره همیشه در زحمت اند. درباره خود سیدالشهداء، حسین بن علی بن ابیطالب (سلام الله علیه) گفتند: انبیای الهی گریه کردند، وجود مبارک پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) گریه کرد. فاطمه زهرا و علی بن ابیطالب (علیهما آلاف التحیّه و الثناء) گریه کردند...
خیمه ها را علم کنید!
وجود مبارک ابی عبدالله گفت: اینجا کجاست؟ اسامی این سرزمین را گفتند؛ نینوا و غاضریّه و امثال ذلک را گفتند، بعد گفتند: کربلاست، که حضرت فرمود: اینجا باید بارانداز کنیم. هاهنا مناخ رکابنا، هاهنا مذبح اطفال نا، هاهنا مقتل رجال نا (3).
اینجاست؛ بچه هایمان را ذبح می کنند، مردانمان را می کشند، فرزندان ما را به اسارت می برند، همین جاست. این را وجود مبارک ابی عبدالله از امیرالمؤمنین و از آباء کرامش شنیده بود؛ بیست سال قبل از جریان کربلا، امیرالمؤمنین وقتی از جنگ صفین برمی گشت، به این سرزمین که رسید از اسب پیاده شد؛ خاک را گرفت، بو کرد، دو رکعت نماز خواند، بعد فرمود: هاهنا،هاهنا. همین جاست، همین جاست... به حضرت عرض کردند: چی اینجاست؟ فرمود: هاهنا مصارع عشاق (4). اینجا عاشقانی می آرمند.
حسین بن علی هم که دوم محرم وارد شد، فرمود: هاهنا، هاهنا. همین جاست، همین جاست. اینجا شهید می شوند، اینجا ذبح می شوند. اینجا سر می برند، اینجا اسیر می گیرند. اینجاست! فرمود: پیاده شوید! پیاده شدند؛ وقتی خواستند خیمه ها را علم بکنند، حضرت دستور داد خیام زن و بچه در وسط باشد. خیام بنی هاشم که محرم اند، اطراف خیام زن و بچه باشد؛ خیام اصحاب که به منزله پاسدار و نگهبانان اینها هستند، اطراف خیام بنی هاشم باشد؛ که با نامحرم ها هیچ رابطه ای نداشته باشند. این صحنه در روز دوم محرم، اتفاق افتاد.
شب عاشورا که شد، عصر تاسوعا فرمود: همین نقشه و همین سامانه باشد، منتها اینها را جمع تر کنید. این طنابها را به هم محکم گره بزنید؛ خیام بچه ها در وسط، خیام بنی هاشم اطراف، خیام اصحاب اطراف؛ اما فاصله کمتر، این طنابها به هم گره بخورد، که در این تاخت و تازها این خیمه ها نیافتد. اطراف خیام را گودال بکنید- این چون جائی که نهر روان دائمی است، اطرافش نی روئیده می شود- فرمود: این نی ها را بیاورید، در این گودالها بریزید، آتش بزنید که فردا از پشت خیام کسی حمله نکند!
این دستور را در شب عاشورا داد. فقط یک طرف جلوی خیام باز بود که این رزمنده ها به میدان می رفتند، و اجسادشان را هم از همین راه به خیمه دار الحرب می آوردند. بقیه راهها بسته بود؛ یعنی پشت اش گودال آتش بود...
همین بود که وقتی عصر عاشورا به خیام حمله کردند، به زین العابدین (سلام الله علیه) گفتند: اینها دارند می آیند، بچه ها چه کنند؟ فرمود: فرار کنند، کسی در خیمه نباشد؛ عرض کرد: راه نیست!! اینها از چه راه فرار کنند؟! تنها راهی که این خیام با میدان دارد، همین راه روبروست. اطرافش گودالی بودکه آتش زدند که مبادا دشمن ها از پشت سر حمله کنند...
حکمت عاطفه نبوی
مکرر نقل کردند که وجود مبارک رسول الله«ص» در حالات گوناگون گاهی لبان مطهر ابی عبدالله را می بوسید، گاهی زیر گلوی حضرت را می بوسید. گاهی دکمه های ابی عبدالله را باز می کرد، از زیر گلو تا سینه را مکرر می بوسید. مردم نمی فهمیدند برای چه وجود مبارک پیغمبر این کارها را می کند! و با سایر بچه ها اینطور عطوفانه رفتار نمی کرد...
یک وقتی خون چشمان مطهر ابی عبدالله را گرفت و دید سینه مطهرش سنگین شده؛ فرمود: کیستی؟ جای بلندی نشسته ای! این جائی که تو الان پا گذاشتی، مکرر پیغمبر بوسید... آن روز فهمیدند چرا وجود مبارک پیغمبر اینقدر لبان حسین را می بوسید، گلوی حسین را می بوسید، سینه حسین را می بوسید. آن نقاط یا جای تیر شد یا جای سنگ یا جای نشستن شمر؛ والشّ مر جال س علی صدره (5)...
¤ تلفیقی از سخنرانی آیت الله جوادی آملی، حسینیه هدایت آمل 11 بهمن 1348 و سخنرانی در حسینیه ارشاد آمل روزهای اول و دوم بهمن 1358.
پی نوشت:
(1) مفاتیح الجنان. دعای کمیل
(2) مریم.47
(3) بحارالأنوار.ج44.ص383
(4) بحارالأنوار.ج14.ص 592
(5) بحارالأنوار.ج89.ص 223
منبع خبر: کیهان
برچسب:
نویسنده: مهرموعود
سلام بر تو اى ابا عبد اللَّه؛ سلام بر تو اى فرزند رسول خدا؛ سلام بر تو اى فرزند امير المؤمنين و اى فرزند سيّد اوصيا؛ سلام بر تو اى فرزند فاطمه زهرا سيّده زنان اهل عالم؛ سلام بر تو اى كسى كه از خون پاك تو و پدر بزرگوارت خدا انتقام مىكشد؛ و از ظلم و ستم وارد بر تو دادخواهى مىكند. سلام بر تو و بر ارواح پاكى كه در حرم مطهرت با تو مدفون شدند. بر جميع شما تا ابد از من درود و تحيت و سلام خدا باد. تا دليل و نهار در جهان بر قرار است. اى ابا عبد اللَّه همانا تعزيتت (در عالم) بزرگ و مصيبتت در جهان بر ما شيعيان و تمام اهل اسلام سخت و عظيم و ناگوار و دشوار بود. و تحمل آن مصيبت بزرگ در آسمانها بر جميع اهل سموات نيز سخت و دشوار بود. پس خدا لعنت كند امتى كه اساس ظلم و ستم را بر شما اهل بيت رسول بنياد كردند و خدا لعنت كند امتى را كه شما را از مقام و مرتبه (خلافت) خود منع كردند و رتبه هايى كه خدا مخصوص به شما گردانيده بود، از شما گرفتند.
EXLoxBlog.comEXخدا لعنت كند آن امتى كه شما را کشتند و خدا لعنت كند آن مردمى را كه از امراى ظلم و جور براى قتال با شما اطاعت كردند. من به سوى خدا و به سوى شما از آن ظالمان و شيعيان آنها و پيروان و دوستانشان بيزارى مىجويم. اى ابا عبد اللَّه من تا قيامت سلم و صلحم با هر كه با شما صلح است و در جنگ و جهادم با هر كه با شما در جنگ است. خدا لعنت كند آل زياد و آل مروان را. و خدا لعنت كند بنىاميه را تمامي و لعنت كند پسر مرجانه را و لعنت كند عمر سعد را و خدا لعنت كند شمر را. و خدا لعنت كند گروهى را كه اسبها را براى جنگ با حضرتت زين و لگام كردند و بر تو بناگاه هجوم آوردند و براى جنگ با تو مهيا گشتند. پدر و مادرم فداى تو باد؛ تحمل حزن و مصيبت بر من به واسطه ظلم و ستمى كه بر شما رفته سخت دشوار است. پس از خدايى كه مقام تو را گرامى داشت و مرا هم به واسطه دوستى تو عزّت بخشيد از او درخواست ميكنم كه روزى من گرداند تا با امام منصور از اهل بيت محمد صلى اللَّه عليه وآله خونخواه تو باشم. پروردگارا مرا به واسطه حضرت حسين نزد خود در دو عالم وجيه و آبرومند گردان.
اى ابا عبداللَّه من به درگاه خدا تقرب جسته و به درگاه رسولش و به نزد حضرت فاطمه و حضرت حسن و به حضرت تو قرب مىطلبم به واسطه محبت و دوستى تو. و بيزارى از كسانى كه اساس و پايه ظلم و بيداد را بر شما بنا نهادند و بيزارم از پيروان آنها و به درگاه خدا و نزد شما اولياء خدا از آن مردم ستمكار ظالم بيزارى مىجويم و اول به درگاه خدا؛ سپس نزد شما تقرب مىجويم به سبب دوستى شما و دوستى دوستان شما و به سبب بيزارى جستن از دشمنان شما. و بيزارى از مردمى كه با شما به جنگ و مخالفت برخاستند و از شيعيان و پيروان آنها هم بيزارى ميجويم. اى بزرگواران من سلم و صلحم با هر كس كه با شما صلح است و در جنگ و مخالفتم با هر كس كه با شما به جنگ است و دوستم با دوستان شما و دشمنم با دشمنان شما. پس از كرامت حق درخواست مىكنم به معرفت شما و دوستان شما مرا گرامى سازد و هميشه بيزارى از دشمنان شما را روزى من فرمايد و مرا در دنيا و آخرت با شما قرار دهد.
و در دو عالم به مقام صدق و صفاى با شما مرا ثابت بدارد و باز از خدا درخواست ميكنم كه به مقام محمودى كه خاص شما است مرا برساند. و مرا نصيت كند كه در ركاب امام زمان شما اهلبيت، كه هادى و ظاهر شونده ناطق به حق است؛ خونخواه باشم. و از خدا به حق شما و به شأن و مقام تقرب شما نزد خدا در خواست مىكنم، كه ثواب غم و حزن و اندوه مرا به واسطه مصيبت بزرگ شما، بهترين ثوابى كه به هر مصيبت زدهاى عطا مىكند به من آن ثواب را عطا فرمايد. و مصبت شما آل محمد در عالم اسلام بلكه در تمام عالم سماوات و ارض چقدر بزرگ بود و بر عزادارانش تا چه حد سخت و ناگوار گذشت. پروردگارا مرا در اين مقام كه هستم از آنان قرار ده كه درود و رحمت و مغفرتت شامل حال آنها است. پروردگارا مرا به آيين محمد و آل اطهارش زنده بدار و گاه رحلت هم به آن آيين بميران.
پروردگارا اين روز؛ روزى است كه مبارک مي دانستند آن را بنى اميه و پسر جگر خوار و يزيد پليد لعين، پسر معاويه ملعون در زبان تو و زبان رسول تو صلى اللَّه عليه و آله در هر مسكن و منزل كه رسول تو توقف داشت (همه جا او را به لعن ياد كرد). پرورگارا لعنت فرست بر ابىسفيان و بر پسرش معاويه و پسرش يزيد پليد. بر همه آنان لعن ابدى فرست و اين روز (عاشوراء) روزى است كه آل زياد بن ابيه لعين و آل مروان بن حكم خبيث، به واسطه قتل حضرت حسين صلوات اللَّه عليه شادان بودند. پروردگارا تو لعن و عذاب اليم آنان را چندين برابر گردان. پروردگارا من به تو در اين روز و در اين مكان و در تمام دوران زندگانى به بيزارى جستن و لعن بر آن ظالمان و دشمنى آنها و بدوستى پيغمبر وآل اطهار او تقرّب ميجويم.
پروردگارا تو لعنت فرست بر اوّل ظالمى كه در حق محمد و آل پاكش صلوات الله عليهم ظلم و ستم كرد. و آخرين ظالمى كه از آن ظالم نخستين در ظلم تبعيّت كرد. پروردگارا تو بر جماعتى كه بر عليه حضرت حسين بجنگ برخاستند لعنت فرست و بر شيعيانشان و بر هر كه با آنان بيعت كرد و از آنها پيروى كرد. خدايا بر همه لعنت فرست.
سلام بر تو اى ابا عبد اللَّه و بر ارواح پاكى كه فاني در وجود تو شدند. سلام خدا از من بشما باد الىالابد مادامى كه شب و روزي برقرار و باقى است و خدا اين زيارت مرا آخرين عهد با حضرتت قرار ندهد. سلام بر حضرت حسين و بر حضرت على بن الحسين و بر فرزندان حسين و بر اصحاب حسين.
پروردگارا تو لعنت مرا مخصوص گردان باولين شخص ظالم و اول در حق اولين ظالم و آنگاه در حق دومين و سوّمين و چهارمين. پروردگارا و آنگاه لعنت فرست بر يزيد پنجم آن ظالمان و باز لعنت فرست بر عبيد اللَّه بن زياد پسر مرجانه و عمر سعد و شمر و آل ابى سفيان و آل زياد و آل مروان تا روز قيامت.
ذکر سجده:
خدايا ترا ستايش مىكنم بستايش شكر گذاران تو؛ برغم اندوهى كه بمن در مصيبت رسيد. سپاس خدا را، بر عزادارى و اندوه و غم بزرگ من. پروردگارا شفاعت حضرت حسين را روزى كه بر تو وارد ميشوم نصيبم بگردان. و مرا نزد خود ثابت قدم بدار به صدق و صفا در روزى كه بر تو وارد ميشوم؛ با حضرت حسين و اصحابش كه در راه خدا جانشان را نزد حسين فدا كردند (همنشين) باشم.
------------------
فوائد زیارت عاشورا
بسم رب الشهداء و الصديقين
السلام عليک يا اباعبدالله الحسين
- حسين(ع) زيباترين واژه هستی
- حسين(ع) خون خدا و پسر خون خدا
- حسين(ع) يعنی عشق، عشق به همه خوبی ها
- حسين(ع) شخصيتی است که خداوند در روز عرفه نخست به زائران سيدالشهداء نظر می کند بعد به زائران خانه خودش
- حسين(ع) شخصيتی است که خداوند ثواب زيارت قبر شش گوشه او را از زيارت خانه خودش بيشتر و افزونتر قرار داده است.
حضرت امام صادق(ع) فرموده: هرکس بوسيله خواندن زيارت عاشورا، جدم حسين(ع) را زيارت کند " چه از راه دور يا نزديک" به خدا قسم خداوند هر حاجت مادی و معنوی داشته باشد به او می دهد.
چند نکته در رابطه با اين حديث قابل ذکر می باشد:
اول اينکه گوينده مطلب يک امام معصوم است، بنابراين خيلی قابل اهميت می باشد.
دوم اينکه امام معصوم قسم می خورد که اين تأکيدی براينکه حتماٌ حاجت اين شخص را خداوند خواهد داد.
سوم اينکه می توان در صورتی که امکان نداشته باشد از نزديک امام حسين(ع) را بوسيله خواندن زيارت عاشورا زيارت کند، از راه دور اين کار را انجام دهد.
چهارم اينکه حاجات مادی و معنوی بوسيله اين زيارت توسط خداوند برآورده می گردد.
برای رسيدن به مقام قرب الهی نيز وسائل گوناگون وجود دارد ولی وسيله مطمئن، راحت، سريع و ... برای رسيدن به خداوند عشق به امام حسين(ع) می باشد.
با عشق و ارادت به سالار شهيدان کربلا می توان سريعتر و مطمئن به هدف رسيد.
برای رسيدن به محبت و عشق و علاقه امام حسين(ع) نيز راههای گوناگون وجود دارد ولی راهی که سريعتر انسان می تواند بوسيله آن به بارگاه امام حسين(ع) راه يابد، و جزو شيفتگان و عشاق سيدالشهداء گردد، از طريق خواندن زيارت عاشورا و خصوصاٌ مداومت به خواندن اين زيارت شريف می باشد.
دلايل مختلفی برای اثبات اين ادعا وجود دارد که عبارتند از :
1. زيارت عاشورا از احاديث قدسی می باشد. روايت صفوان در مورد زيارت عاشورا بيان کننده اين امر است که جبرئيل امين اين زيارت را از طريق خداوند متعال برای پيامبر(ص) قرائت نمود و اين زيارت از طريق معصومين به امام باقر(ع) رسيد و از طريق اين امام معصوم به دست شيعيان و دوستداران اهل بيت عصمت و طهارت(ع) رسيده است.
2. ائمه ما شيعيان خصوصاٌ امام زمان(ع) تأکيد به خواندن و مداومت به خواندن اين زيارت شريف داشته اند، چنانچه در ملاقاتی که سيد رشتی با امام زمان(ع) داشته اند، امام زمان به سيد رشتی می فرمايند: که چرا عاشورا نمی خوانيد و بعد سه بار می فرمايند عاشورا، عاشورا، عاشورا.(مفاتيح الجنان- شيخ عباس قمی)
3. علماء وبزرگان ما نيز برخواندن عاشورا و مداومت به آن تأکيدفراوان داشته اند و خود نيز اين کار را انجام می داده اند و يکی از علل موفقيت اکثر بزرگان و علماء خواندن زيارت عاشورا بوده است.
چه بسيار زيبا است که انسان در هر زوز صبح 5 دقيقه از وقت خود را برای سالار شهيدان و زيارت عاشورا قرار دهد. چه صبح و روز زيبائی خواهد بود روزی که با نام و ياد عزيز زهرا(س) شروع شود.
مطوئن باشيد که امام حسين(ع) جواب سلام شما را می دهد. فقط بايد دلت را پاک کنی تا جواب سلام امام را بشنوی و يقين داشته باشيد که جواب سلام را امام حسين(ع) می دهد، چون جواب سلام واجب است و امام معصوم محال است ترک واجب نمايد. فقط بايد گوش ما شنوا و لايق شنيدن جواب سلام ايشان باشد.
>>> ائمه و زيارت عاشورا :
" امام محمد باقر(ع) به علقمه فرمود: پس از آنکه به آن حضرت با سلامی اشاره کردی، دو رکعت نماز بخوان و سپس زيارت عاشورا را بخوان. هنگامی که اين زيارت را خواندی در حقيقت او را به چيزی خواندی که هر کس از ملائکه که بخواهند او را زيارت کنند، به آن می خوانند و خداوند برای تو هزار هزار حسنه می نويسد و از تو هزار هزار سيئه محو می نمايد و تو را هزار هزار مرتبه بالا می برد و همانند کسانی می باشی که در رکاب آن حضرت به شهادت رسيدند. حتی در درجات آنها هم شريک می شوی. " (کامل الزيارات- ص 74)
" امام صادق(ع) به صفوان می فرمايد: زيارت عاشورا را بخوان و از آن مواظبت کن، به درستی که من چند خير را برای خواننده آن تضمين می کنم، اول زيارتش قبول شود. دوم سعی و کوشش او شکور باشد. سوم حاجات او هرچه باشد از طرف خداوند بزرگ برآورده شود و نا اميد از درگاه او برنگردد زيرا خداوند وعده خود را خلاف نخواهد کرد." (بحارالانوار-جلد 98-ص 300)
" در روايت ديگر می خوانيم: اگر مردم می دانستند زيارت امام حسين(ع) چه ارزشی دارد، از شدت شوق و علاقه می مردند و حسرت رسيدن به آن پاداش ها، جسم و روح آنها را پاره پاره می کرد." (بحارالانوار-جلد 101 ص 18)
>>> در احاديث ديگرز از معصومين تأکيد بر زيارت امام حسين(ع) کرده اند که نمونه ای ازآنها ذکر می گردد:
- زيارت امام حسين(ع) مثل زيارت خدا در عرش اوست.
- زيارت امام حسين(ع) بر هر مؤمنی که اقرار به امامت ايشان داشته باشد، واجب است.(بحارالانوار-جلد 101 ص 69)
- کسی که امام حسين(ع) را تنها برای رضا و خوشنودی پروردگار، و نه برای کسب شهرت زيارت کند، خداوند تمامی گناهان او را پاک می کند.(بحارالانوار-جلد 101 ص 4)
- اگرکسی بدون عذر موجه امام حسين(ع) را زيارت نکند، از اهل آتش خواهد بود.(بحارالانوار-جلد 101 ص 4)
- کسی که امام حسين(ع) را زيارت نکند شيعه اهل بيت نيست.(بحارالانوار-جلد 101 ص 4)
برچسب:
نویسنده: مهرموعود
در بيان فضائل و مناقب و مكارم اخلاق آن حضرت
حسن و حسین پسران پیغمبرند
شفاعت مردی گناهکار
سبب هفت تكبير در افتتاح نماز
بوی سیب از مرقد مطهر امام حسین(ع)
جامه های حسنین(ع) از طرف خازن جنت
سخاوت امام حسین(ع)
ناسزاگوئی عصام و روش نیکو و اخلاق برجسته امام حسین(ع)
باب موهبت به اندازه معرفت به مردم گشاده می شود
پینه هایی بر پشت مبارک امام حسین(ع)
از اربعين مؤذن و تاريخ خطيب و غيره نقل شده كه جابر روايت كرده كه رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: خداي تبارك و تعالي فرزندان هر پيغمبري را از صلب او آورد و فرزندان مرا از صلب من و از صلب علي بن ابيطالب (ع) آفريد، به درستي كه فرزندان هر مادري نسبت به سوي پدر دهنده مگر اولاد فاطمه كه من پدر ايشانم.
مؤلف گويد: از اين قبيل احاديث بسيار است كه دلالت دارد بر آنكه حسنين عليهماالسلام دو فرزند پيغمبر (ص) مي باشند و اميرالمؤمنين سلام الله عليه در جنگ صفين هنگامي كه حضرت حسين عليه السلام سرعت كرد از براي جنگ با معاويه فرمود باز داريد حسن را و مگذاريد كه به سوي جنگ رود چه من دريغ دارم و بيمناكم كه حسن و حسين كشته شوند و نسل رسول خدا منقطع گردد.
ابن ابي الحديد گفته: اگر گويند حسن و حسين پسران پيغمبرند، گويم هستند چه خداوند كه در آيه مباهله فرمايد: اَبنآ ناجُز حسن و حسين را نخواسته، و خداوند عيسي را از ذريت ابراهيم شمرده و اهل لغت خلافي ندارند كه فرزندان دختر از نسل پدر دخترند، و اگر كسي گويد كه خداوند فرموده است:
ما كان مُحَمَّدٌ اَبا اَحدٍ رِجالِكُمْ. يعني نيست محمد صلي الله عليه و آله پدر هيچيك از مردان شما در جواب گوئيم كه محمد را پدر ابراهيم ابن ماريه داني يا نداني بهر چه جواب دهد جواب من در حق حسن و حسين همان است.
همانا اين آية مباركه در حق زيد بن حارثه وارد شده چه او را به سنَّت جاهليت فرزند رسول خدا صلي الله عليه و آله مي شمرند و خداوند در بطلان عقيدت ايشان اين آيه فرستاد كه محمد صلي الله عليه و آله پدر هيچيك از مردان شما نيست لكن نه آنست كه پدر فرزندان خود حسنين و ابراهيم نباشد.
در جمله اي از كتب عامه روايت شده كه حضرت رسول صلي الله عليه و آله دست حسنين را گرفت و فرمود در حالي كه اصحابش جمع بودند:
اي قوم آنكس كه مرا دوست دارد و ايشان را و پدر و مادر ايشان را دوست دارد در قيامت با من در بهشت خواهد بود. و بعضي اين حديث را نظم كرده اند:
اَخَذَ اْلَّنبِيُّ يَدَ الْحُسيْن وَ صِنْوِهِ يَوْماً وَ قالَ وَ صَحبَتُهُ في مَجْمَعً
مَنْ وَدَّني يا قَومِ اَوْهذيْنِ اَو اَبَوَيهِما فَالْخُلْدُ مَسْكَنُهُ مَعي
-------------------
و روايت شده كه رسول خدا صلي الله عليه و آله حسنين را بر پشت مبارك سوار كرد حسن را بر اضلاع راست و حسين را بر اضلاع چپ و لختي برفت و فرمود بهترين شترها شتر شما است و بهترين سوارها شمائيد و پدر شما فاضلتر از شما است.
ابن شهر آشوب روايت كرده كه مردي در زمان رسول خدا صلي الله عليه و آله گناهي كرد و از بيم پنهان شد تا گاهي كه حسنين را يافت تنها، پس ايشان را برگرفت و بر دوش خود سوار كرد و به حضرت رسول صلي الله عليه و آله آورد و عرض كرد يا رسول الله اِنّي مُسْتَجيرٌ بِالله وَ بِهما يعني پناه آورده ام به خدا و اين دو فرزندان تو از آن گناه كه كرده ام، رسول خدا صلي الله عليه و آله چنان بخنديد كه دست به دهان مبارك گذاشت و فرمود بر او كه آزادي و حسنين را فرمود كه شفاعت شما را قبول كردم در حق او پس اين آيه نازل شد وَ لَوْ اَنَّهُمْ اِذْ ظَلَمُوا اَنْفُسَهُمْ الآيه.
و نيز ابن شهر آشوب از سلمان فارسي روايت كرده كه حضرت حسين عليه السلام بر ران رسول خداي صلي الله عليه و آله جاي داشت پيغمبر او را مي بوسيد و مي فرمود تو سيد پسر سيد و پدر ساداتي و امام پسر امام و پدر اماماني و حجت پسر حجت و پدر حجتهاي خدائي از صلب تو نه امام پديد آيند و نهم ايشان قائم آل محمد عليهم السلام است. و شيخ طوسي به سند صحيح روايت كرده است كه حضرت امام حسين عليه السلام دير به سخن آمد روزي حضرت رسول صلي الله عليه و آله آن حضرت را به مسجد برد و در پهلوي خويش بازداشت و تكبير نماز گفت امام حسين عليه السلام خواست موافقت نمايد درست نگفت حضرت از براي او بار ديگر تكبير گفت و او نتوانست باز حضرت مكرر كرد تا آنكه در مرتبة هفتم درست گفت به اين سبب هفت تكبير در افتتاح نماز سنت شد.
----------------------------
و ابن شهر آشوب روايت كرده است كه روزي جبرئيل به خدمت حضرت رسول صلي الله عليه و آله آمد به صورت دحية كلبي و نزد آن حضرت نشسه بود كه ناگاه حسنين عليهماالسلام داخل شدند و چون جبرئيل را گمان دحيه مي كردند به نزديك او آمدند و از او هديه مي طلبيدند، جبرئيل دستي به سوي آسمان بلند كرد سيبي و بهي و اناري براي ايشان فرود آورد و به ايشان داد. چون آن ميوه ها را ديدند شاد گرديدند و نزديك حضرت رسول صلي الله عليه و آله بردند حضرت از ايشان گرفت و بوئيد و به ايشان رد كرد. و فرمود كه به نزد پدر و مادر خويش ببريد و اگر اول به نزد پدر خود ببردي بهتر است. پس آنچه آن حضرت فرموده بود به عمل آوردند و به نزد پدر و مادر خويش ماندند تا رسول خدا صلي الله عليه و آله نزد ايشان رفت و همگي از آن ميوه ها تناول كردند و هرچه مي خوردند به حال اول برمي گشت و چيزي از آن كم نمي شد و آن ميوه ها به حال خود بود تا گاهي كه حضرت رسول «ص» از دنيا رفت و باز آنها نزد اهلبيت بود و تغييري در آنها بهم نرسيد تا آنكه حضرت فاطمه عليهاالسلام رحلت فرمود پس انار برطرف شد و چون حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام شهيد شد به برطرف شد و سيب ماند آن سيب را حضرت امام حسن عليه السلام داشت تا آنكه به زهر شهيد شد و آسيبي به آن سيب نرسيد، بعد از آن نزد امام حسين عليه السلام بود.
----------------------------
حضرت امام زين العابدين عليه السلام فرمود وقتي كه پدرم در صحراي كربلا محصور اهل جور و جفا بود آن سيب را در دست داشت و هرگاه كه تشنگي بر او غالب مي شد آنرا مي بوئيد تا تشنگي آن حضرت تخفيف مي يافت چون تشنگي بسيار بر آن حضرت غالب شد و دست از حيوه خود برداشت دندان بر آن سيب فرو برد چون شهيد شد هر چند آن سيب را طلب كردند نيافتند، پس آن حضرت فرمود كه من بوي آن سيب را از مرقد مطهر پدرم مي شنوم گاهي كه به زيارت او مي روم و هر كه شيعيان مخلص ما در وقت سحر به زيارت آن مرقد معطر برود بوي سيب را از آن ضريح منور مي شنود.
و از امالي مفيد نيشابوري مرويست كه حضرت امام رضا عليه السلام فرمود: برهنه مانده بود حضرت امام حسن و امام حسين عليهاالسلام و نزديك عيد بود پس حسنين عليهاالسلام به مادر خويش فاطمه عليهاالسلام گفتند اي مادر كودكان مدينه به جهت عيد خود را آرايش و زينت كرده اند پس چرا تو ما را به لباس آرايش نمي كني و حال آنكه ما برهنه ايم چنانكه مي بيني حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود اي نور ديدگان من همانا جامه هاي شما نزد خياط است هرگاه دوخت و آوَرد، آرايش مي كنم شما را به آن روز عيد و مي خواست به اين سخن خوشدل كند ايشان را، پس شب عيد شد ديگر باره اعاده كردند كلام پيش را، گفتند امشب شب عيد است پس چه شد جامه هاي ما؟ حضرت فاطمه گريست از حال ترحّم بر حال كودكان و فرمود اي نور ديدگان خوشدل باشيد هرگاه خياط آورد جامه ها را زينت مي كنم شما را به آن انشاءالله، پس چون پاسي از شب گذشت ناگاه كوبيد در خانه را كوبنده اي فاطمه عليهاالسلام فرمود كيست؟ صدائي بلند شد كه، اي دختر پيغمبر خدا بگشا در را كه من خياط مي باشم جامه هاي حسنين (ع) را آورده ام، حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود چون در را گشودم مردي ديدم با هيبت تمام و بوي خوش پس دستار بسته اي به من داد و برفت. پس فاطمه عليهاالسلام به خانه آمد گشود آن دستار را ديد در وي بود دو پيراهن و دو ذراعه و دو زير جامه و دو رداء و دو عامه و دو كفش، حضرت فاطمه عليهاالسلام بسي شاد و مسرور شد، پس حسنين عليهاالسلام را بيدار كرد و جامه ها را به ايشان پوشانيد پس چون روز عيد شد پيغمبر صلي الله عليه و آله بر ايشان وارد شد و حسنين را برداشت و به سوي مادرشان برد، فرمود اي فاطمه آن خياطي كه جامه ها را آورد شناختي؟ عرضه داشت نه به خدا سوگند نشناختم او را و نمي دانستم كه من جامه نزد خياط داشته باشم خدا و رسول داناترند به اين مطلب فرمود اي فاطمه آن خياط نبود بلكه او رضوان خازن جنت بوده و جامه ها از حلل بهشت بوده، خبر داد مرا جبرئيل از نزد پروردگار جهانيان.
------------------------------
و قريب به اين حديث است خبري كه در منتخب روايت شده كه روز عيد حسنين عليهاالسلام به حضور مبارك رسول خدا صلي الله عليه و آله آمدند و لباس نو خواستند جبرئيل جامه هاي دوختة سفيد براي ايشان آورد و حسنين (ع) خواهش لباس رنگين نمودند. رسول خدا صلي الله عليه و آله طشت آورد و حضرت جبرئيل آب ريخت حضرت مجتبي عليه السلام خواهش رنگ سبز نمود و حضرت سيدالشهداء عليه السلام خواهش رنگ سرخ نمود و جبرئيل گريه كرد و اخبار داد رسول خدا صلي الله عليه و آله را به شهادت آن دو سبط و اينكه حسن (ع) به زهر شهيد مي شود و بدن مباركش سبز شود و حضرت امام حسين (ع) آغشته به خون شهيد بود.
عياشي و غير او روايت كرده اند كه روزي امام حسن عليه السلام به جمعي از مساكين گذشت كه عباهاي خود را افكنده بودند و نان خشكي در پيش داشتند و مي خوردند چون حضرت را ديدند او را دعوت كردند حضرت از اسب خويش فرود آمد و فرمود: خداوند متكبران را دوست نمي دارد و نزد ايشان نشست و با ايشان تناول فرمود، پس به ايشان فرمود كه من چون دعوت شما را اجابت كردم شما نيز اجابت من كنيد و ايشان را به خانه برد و به جارية خويش فرمود كه هر چه براي مهمانان عزيز ذخيره كرده اي حاضر ساز و ايشان را ضيافت كرد و انعامات و نوازش كرده و روانه فرمود.
-------------------------------
و از وجود و سخاي آن حضرت روايت شده كه مرد عربي به مدينه آمد و پرسيد كه كريمترين مردم كيست؟ گفتند حسين بن علي عليه السلام، پس به جستجوي آن حضرت شد تا داخل مسجد شد ديد كه آن حضرت در نماز ايستاده پس شعري چند در مدح و سخاوت آن حضرت خواند. چون حضرت از نماز فارغ شد فرمود كه اي قنبر آيا از مال حجاز چيزي به جاي مانده است؟ عرض كرد بلي چهار هزار دينار فرمود حاضر كن كه مردي كه احق است از ما به تصرف در آن حاضر گشته، پس به خانه رفت و رداي خود را كه از برد بود از تن بيرون كرد و آن دنانير را در برد پيچيد و پشت در ايستاد و از شرم روي اعرابي از قلت زر از شكاف در دست خود را بيرون كرد و آن زرها را به اعرابي عطا فرمود و شعري چند در عذرخواهي از اعرابي خواند اعرابي آن زرها را بگرفت و سخت بگريست، حضرت فرمود اي اعرابي گويا كم شمردي عطاي ما را كه مي گريي، عرض كرد بر اين ميگريم كه دست با اين وجود و سخا چگونه در ميان خاك خواهد شد. و مثل اين حكايت را از حضرت اما حسين عليه السلام نيز روايت كرده اند.
مؤلف گويد كه: بسياري از فضائل است كه گاهي از امام حسن عليه السلام روايت مي شود و گاهي از امام حسين عليه السلام و اين ناشي از شباهت آن دو بزرگوار است در نام كه اگر ضبط نشود تصحيف و اشتباه مي شود.
---------------------------
و در بعضي از كتب منقولست از عصام بن المصطلق شامي كه گفت داخل شدم در مدينة معظمه پس چون ديدم حسين بن علي عليه السلام را پس تعجب آورد مرا، روش نيكو و منظر پاكيزة او، پس حسد مرا واداشت كه ظاهر كنم آن بغض و عداوتي را كه در سينه داشتم از پدر او، پس نزديك او شدم و گفتم توئي پسر ابوتراب؟ (مؤلف گويد كه اهل شام از اميرالمؤمنين عليه السلام به ابوتراب تعبير مي كردند و گمان مي كردند كه تنقيص آن جناب مي كنند باين لفظ و حال آنكه هر وقت ابوتراب مي گفتند گويا حلي و حلل به آن حضرت مي پوشانيدند). بالجمله عصام گفت: گفتم به امام حسين (ع) توئي پسر ابوتراب؟ فرمود بلي. قال فَبالَغْتُ في شَتْمِهِ وِ شَتْم آبيِه
يعني هر چه توانستم دشنام و ناسزا به آن حضرت گفتم.
فَنَظَرَ اِلَيَّ نَظْرهَ عاطِفٍ رًؤُفٍ
پس نظري از روي عطوفت و مهرباني بر من كرد و فرمود:
اعوذ باللهِ مِنَ الشَيْطانِ الرَّجيم بِسْم اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ خُذِ الْعَفْوَ وَ اْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ اَعْرِضُ عَنِ الْجاهِليَ الآيات الي قوله ثُمَّ لايقصرُونَ.
و اين آيات اشارتست مكارم اخلاق كه حق تعالي پيغمبرش را به آن تأديب فرمود از جمله آنكه از خلاق مردم اكتفا كند و متوقع زيادتر نباشد و بد را به بدي مكافات ندهد و از نادانان رو بگرداند و در مقام وسوسة شيطان پناه به خدا گيرد.
ثُمَّ قالَ: خَفّضْ عَلَيْكَ اِسْتَغْفِرِ اللهِ لي وِلَكَ.
پس فرمود به من آهسته كن و سبك و آسان كن كار را بر خود، طلب آمرزش كن از خدا براي من و براي خودت، همانا اگر طلب ياري كني از ما تو را ياري كنم و اگر عطا طلب كني ترا عطا كنم و اگر طلب ارشاد كني تو را ارشاد كنم. عصام گفت: من از گفته و تقصير خود پشيمان شدم و آن حضرت به فراست يافت پشيماني مرا فرمود:
لاتَثْريبَ عَلَيْكُمْ الْيَوْمَ يَغْفِرُاللهُ لَكُمْ وَ هُوَ اَرْحَمْ الرّاحِمينَ.
----------------------
و اين آيه شريفه از زبان حضرت يوسف پيغمبر است به برادران خود كه در مقام عفو از آنها فرمود كه عتاب و ملامتي نيست بر شما، بيامرزد خداوند شماها را و اوست ارحم الراحمين. پس آن جناب فرمود به من كه اهل شامي تو؟ گفتم بلي فرمود شِنْشِنَه اعرفها مِنْ اخزم و اين مثلي است كه حضرت به آن تمثيل جست حاصل اينكه اين دشنام و ناسزا گفتن به ما، عادت و خوئيست در اهل شام كه معاويه در ميان آنها سنت كرده پس فرمود: حيّانا الله وً ايّاكَ هر حاجتي كه داري به نحو انبساط و گشاده روئي حاجت خود را از ما بخواه كه مي يابي مرا در نزد افضل ظن خود به من انشاء الله تعالي.
عصام گفت از اين اخلاق شريفة آن حضرت در مقابل آن جسارتها و دشنامها كه از من سر زد چنان زمين بر من تنگ شد كه دوست داشتم به زمين فرو بروم، لاجرم از نزد آن حضرت آهسته بيرون شدم در حالي كه پناه به مردم مي بردم به نحوي كه آن جناب ملتفت من نشود لكن بعد از آن مجلس نبود نزد من شخصي دوست تر از آن حضرت و از پدرش.
از مقتل خوارزمي و جامع الاخبار روايت شده است كه مردي اعرابي به خدمت امام حسين عليه السلام آمد و گفت يابن رسول الله ضامن شده ام اداي ديت كامله را و اداي آن را قادر نيستم لاجرم با خود گفتم كه بايد سوال كرد از كريم ترين مرد و كسي كريمتر از اهل بيت رسالت صلوات الله عليهم اجمعين گمان ندارم. حضرت فرمود: يا اخا العرب من سه مسئله از تو مي پرسم اگر يكي را جواب گفتي ثلث آن مال را به تو عطا مي كنم و اگر دو سوال را جواب دادي دو ثلث مال خواهي گرفت و اگر هر سه را جواب گفتي تمام آن مال را عطا خواهم كرد، اعرابي گفت يابن رسول الله چگونه روا باشد كه مثل تو كسي كه از اهل علم و شرفي از اين فدوي كه يك عرب بدوي بيش نيستم سوال كند؟ حضرت فرمود كه از جدم رسول خدا صلي الله عليه و آله شنيدم كه فرمود: اَلمَعرُوف بِقَدرِ الْمَعرِفَه باب معروف و موهبت به اندازة معرفت بروي مردم گشاده بايد داشت، اعرابي عرض كرد هر چه خواهي سوال كن اگر دانم جواب مي گويم و اگرنه از حضرت شما فرا مي گيرم ولا قُوّه اِلاّ بِالله.
حضرت فرمود كه افضل اعمال چيست؟ گفت: ايمان به خداوند تعالي. فرمود چه چيز مردم را از مهالك نجات مي دهد؟ عرض كرد توكل و اعتماد بر حق تعالي. فرمود زينت آدمي در چه چيز است؟ اعرابي گفت: علمي كه به آن عمل باشد. فرمود كه اگر بدين شرف دست نيابد؟ عرض كرد مالي كه با مروت و جوانمردي باشد. فرمود كه اگر اين را نداشته باشد؟ گفت فقر و پريشاني كه با آن صبر و شكيبائي باشد. فرمود اگر اينرا نيز نداشته باشد؟ اعرابي گفت كه صاعقه اي از آسمان فرود بيايد و او را بسوزاند كه او اهليت غير اين ندارد.
پس حضرت خنديد و كيسه اي كه هزار دينار زر سرخ داشت نزد او افكند و انگشتري عطا كرد او را كه نگين آن دويست درهم قيمت داشت و فرمود كه به اين زرها ذمة خود را بري كن و اين خاتم را در نفقة خود صرف كن.
اعرابي آن زرها را برداشت و اين آيه مباركه را تلاوت كرد:
اَللهُ اَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَه.
-------------------------
و ابن شهر آشوب روايت كرده كه چون امام حسين عليه السلام شهيد شد بر پشت مبارك آن حضرت پينه ها ديدند از حضرت امام زين العابدين عليه السلام پرسيدند كه اين چه اثر است؟ فرمود از بس كه انبانهاي طعام و ديگر اشياء چندان بر پشت مبارك كشيد و به خانة زنهاي بيوه و كودكان يتيم و فقراء و مساكين رسانيد اين پينه ها پديد گشت. و از زهد و عبادت آن حضرت روايت شده است كه بيست و پنج حج پياده به جاي آورد و شتران و محملها از عقب او مي كشيدند و روزي به آن حضرت گفتند كه چه بسيار از پروردگار خود ترساني؟ فرمود كه از عذاب قيامت ايمن نيست مگر آنكه در دنيا از خدا بترسد.
و سيد شريف زاهد ابوعبدالله محمدَ بن علي بن الحسن ابن عبدالرحمن علوي حسيني در كتاب تغازي روايت كرده از ابوحازم اعرج كه گفت حضرت امام حسين عليه السلام تعظيم مي كرد امام حسين عليه السلام را چنانكه گويا آن حضرت بزرگتر است از امام حسن عليه السلام. و از ابن عباس روايت كرده كه گفت سبب آنرا مي پرسيدم از امام حسن عليه السلام؟ فرمود كه از امام حسين عليه السلام هيبت مي برم مانند هيبت اميرالمؤمنين عليه السلام، و ابن عباس گفته كه امام حسن عليه السلام با ما در مجلس نشسته بود هرگاه كه امام حسين عليه السلام مي آمد در آن مجلس حالش را تغيير مي داد به جهت احترام امام حسين عليه السلام.
-------------------------
و به تحقيق بود حسين بن علي عليه السلام زاهد در دنيا در زمان كودكي و صغر سن و ابتداء امرش و استقبال جوانيش، مي خورد با اميرالمؤمنين عليه السلام از قوت مخصوص او، و شركت و همراهي مي كرد با آن حضرت در ضيق و تنگي و صبر آن حضرت و نمازش نزديك به نماز آن حضرت بود و خداوند قرار داده بود امام حسن و امام حسين عليهاالسلام را قدوه و مقتداي امت، لكن فرق گذاشته بود مابين ارادة آنها تا اقتدا كنند مردم به آن دو بزرگوار پس اگر هر دو به يك نحو و يك روش بودند مردم در ضيق واقع مي شدند. روايت شده از مسروق كه گفت: وارد شدم روز عرفه بر حسين بن علي عليه السلام و قدح هاي سويق مقابل آن حضرت و اصحابش گذاشته شده بود و قرآنها در كنار ايشان بود يعني روزه بودند و مشغول خواندن قرآن بودند، و منتظر افطار بودند كه به آن سويق افطار نمايند پس مسئله اي چند از آن حضرت پرسيدم جواب فرمود آنگاه از خدمتش بيرون شدم پس از آن حضرت امام حسن عليه السلام رفتم ديدم مردم خدمت آن جناب مي رسند و خوانهاي طعام موجود و بر آنها طعام مهيا است و مردم از آنها مي خورند و با خود مي برند، من چون چنين ديدم متغير شدم حضرت مرا ديد كه حالم تغيير كرده پرسيد اي مسروق چرا طعام نمي خوري؟ گفتم اي آقا من روزه دارم و چيزي را متذكر شدم فرمود بگو آنچه در نظرت آمده، گفتم پناه مي برم به خدا از آنكه شما يعني تو و برادرت اختلاف پيدا كنيد، داخل شدم بر حسين عليه السلام ديدم روزه است و منتظر افطار است و خدمت شما رسيدم شما را به اين حال مي بينم! حضرت چون اين را شنيد مرا به سينه چسبانيد فرمود يابن الاشرس ندانستي كه خداوند تعالي ما را دو مقتداي امت قرار داد، مرا قرار داد مقتداي افطار كنندگان از شما، و برادرم را مقتداي روزه داران شما تا در وسعت بوده باشيد.
و روايت شده كه حضرت امام حسين عليه السلام در صورت و سيرت شبيه ترين مردم بود. به حضرت رسالت صلي الله عليه و آله و در شبهاي تار نور از جبين مبين و پائين گردن آن حضرت ساطع بود و مردم آن حضرت را به آن نور مي شناختند.
--------------------------
و در مناقب ابن شهر آشوب و ديگر كتب روايت شده كه حضرت فاطمه عليهاالسلام حسنين عليهماالسلام را به خدمت حضرت رسول «ص» آورد و عرض كرد يا رسول الله اين دو فرزند را عطائي و ميراثي بذل فرما، فرمود هيبت و سيادت خود را با حسن گذاشتم و شجاعت وجود خود را به حسين عطا كردم، عرض كرد راضي شدم. و به روايتي فرمود حسن را هيبت و حلم دادم و حسين را وجود و رحمت.
و ابن طاوس از حذيفه روايت كرده است كه گفت شنيدم از حضرت حسن عليه السلام در زمان حضرت رسالت صلي الله عليه و آله در حالتي كه امام حسين عليه السلام كودك بود كه مي فرمود به خدا سوگند جمع خواهند شد براي ريختن خون من طاغيان بني اميه و سركردة ايشان عمر بن سعد خواهد بود، گفتم كه حضرت رسالت صلي الله عليه و آله ترا به اين مطلب خبر داده است فرمود كه نه پس من رفتم به خدمت رسول صلي الله عليه و آله و سخن آن حضرت را نقل كردم حضرت فرمود كه علم او علم من است. و ابن شهر آشوب از حضرت علي بن الحسين عليهماالسلام روايت كرده است كه فرمود در خدمت پدرم به جانب عراق بيرون شديم و در هيچ منزلي فرود نيامد و از آنجا كوچ نكرد مگر اينكه ياد مي كرد يحيي بن زكريا (ع) را و روزي فرمود كه از خواري و پستي دنيا است كه سر يحيي (ع) را براي زن زانيه از زناكاران بني اسرائيل به هديه فرستادند.
------------------------------
و در احاديث معتبره از طريق خاصه و عامه روايت شده است كه بسيار بود كه حضرت فاطمه عليهماالسلام در خواب بود و حضرت امام حسين عليه السلام در گهواره مي گريست و جبرئيل گهواره آن حضرت را مي جنباند و با او سخن مي گفت و او را ساكت مي گردانيد چون فاطمه عليهماالسلام بيدار مي شد مي ديد كه گهواره حسين (ع) مي جنبد و كسي با او سخن مي گويد و لكن شخصي نمايان نيست چون از حضرت رسالت مي پرسيد مي فرمود او جبرئيل است.
برگرفته از کتاب منتهی الآمال، تألیف حاج شیخ عبّاس قمی
برچسب:
نویسنده: مهرموعود
خداوند متعال برای هر کاری اسبابی قرار داده است که برای به نتیجه رسیدن آن، باید از طریق اسباب آن عمل کرد. راه پیدا کردن همسر مناسب، تحقیق و شناسایی دقیق است، البته در این راه باید از خداوند هم کمک خواست تا ما را در شناخت صحیح هدایت کند و تلاشهای ما به نتیجه ی مطلوب برسد.
EXLoxBlog.comEXدعاهایی که در روایات و از زبان ائمه(ع) بیان شده است همگی باید به همراه تلاش و کوشش و تحقیق همه جانبه برای انتخاب همسر باشد. یکی از دعاهایی که در این زمینه از ائمه(ع) نقل شده، دعایی است که از حضرت علی(ع) نقل شده است، ایشان فرمودند: «هر یک از شما که خواست ازدواج کند باید ابتدا دو رکعت نماز بخواند و در هر رکعت سوره ی فاتحةالکتاب و سوره ی یس را بخواند، وقتی که ازنماز فارغ شد بعد از حمد و ثنای پروردگار این گونه بگوید:
پروردگارا، همسری مهربان و بچه آور و شکرگزار و باغیرت به من عطا کن که اگر به او نیکی کردم شکرگزار باشد، و اگر به او بدی کردم مرا ببخشد، و اگر یاد خدا کردم مرا یاری کند، و اگر خدا را فراموش کردم مرا به یاد خدا بیندازد، و اگر از نزد او خارج شدم (اسرار و اموال و آبروی مرا) حفظ کند، و اگر بر او وارد شدم مرا خوشحال سازد، و اگر او را به کاری امر کردم مرا اطاعت کند، و اگر بر علیه او قسم خوردم (که او کاری را انجام دهد) او (آن کار را انجام داده) و مرا از آن قسم بریءالذمّه کند، و اگر بر او غضب کردم مرا راضی سازد. ای پروردگار صاحب جلال و اکرام، چنین همسری را به من ببخش! پس به درستی که من او را از تو خواستهام و به من نمی رسد مگر آن چیزی که تو منت می گذاری و عطا می کنی.»
برچسب:
نویسنده: مهرموعود
روز اول
از کارهایی که ناچاری انجام دهی لذت ببـــر.
نق زدن تنها تو را خسته تر می کند و نمی گذارد کار را درست انجام دهی.
اما اگر با موفقیت مانند یک دوست رفتار کنی.
مثل سگ همه جا به دنبالت خــــــواهد بود.
EXLoxBlog.comEXروز دوم
سعی کن کارهایت را از صمیم قلب انجام دهی.
نه به صرف این که ناچاری انجام دهی.
باید به کارت ایمان داشته باشی.
یک جریان آب ضعیف ، تنها نیمی از باغچه را آبیاری می کند.
روز سوم
همه چیز را همانطور که هست بپذیر.
خواستن تنها، چیزی را تغییر نمی دهد.
خواستن، باد را از وزیدن باز نمی دارد و برف را به آب نبات تبدیل نمی کند.
اگر می خواهی چیزها را بهتر از خودشان تبدیل کنی، با آنها همان گونه که هستند مواجه شو.
روز چهارم
تمرین کن تا از درون شاد باشی.
اجازه نده دیگران برای شاد کردن تو تصمیم بگیرند.
خودت رئیس کارخانة شادی سازی باش.
روز پنجم
ذهنت را همانند ابر سفیدی که در آسمان است، آزاد کن.
تلاش کن، اما نتایج کار را واگذار تا با هم کار بیایند
برای ابر چه فرقی می کند باد از کدام سو بوزد.
چرا وقتت را برای چیزی که در کنترل تو نیست، تلف می کنی؟
روز ششم
وقتی تصمیم به انجام کاری می گیری،
از خود نپرس : من چه می خواهم ؟
بلکه بپرس : چه کاری به نفع همه است ؟
اگر به فکر منافع دیگران باشی، دیگران در کنارت کار خواهند کرد و کمکت خواهند کرد تا موفق شوی.
روز هفتم
هنگام تصمیم گیری ابتدا نباید بپرسی، از این کار چه نفعی عایدم خواهد شد؟
پرسش درست این است که : چه کاری به نفع همه است؟
خانه زمانی مستحکم خواهد شد که همة دیوارهایش استوار باشند.
روز هشتم
وقتی کار به مشکل می خورد، نه دیگران را سرزنش کن و نه خود را،
انسان وقتی شنا یاد می گیرد که از فرو رفتن در آب نترسد.
روز نهم
برای موفقیت در هر کار،
باید ابتدا تصویر واضحی از نقشة کار داشته باشی.
آن گاه، همان طور که در باد شدید، نخ بادبادک را محکم نگه می داری،
باید هدفت را هم به همان محکمی نگه داری.
روز دهم
اگر طرحی در عمل مشکل تر از آن شد که فکر می کردی،
دلسرد نشو.همه چیز این دنیا همین طور است،
خصوصاً اگر ارزشمند باشد.
لاجرم خود حبابی بیش نبود، زیبا اما توخالی.
روز یازدهم
مشکلات ما را قوی و به سمت
پیروزی های بزرگ تر هدایت می کنند.
کوهنوردی آسان نیست، اما منظره ای هم که
از قله کوه دیده می شود، بسیار زیباست.
روز دوازدهم
اراده ات را قوی کن.
خود را وارد به انجام کارهایی کن که برایت مشکل اند.
سپس آنها را با جدیت انجام بده.
بعد از مدتی خواهی دید که اراده ات همانند
گرزی فولادی سخت و درخشان شده است.
روز سیزدهم
با انرژی کامل روی کارهایت تمرکز کن.
شیشه های رنگی کلیسا، هنگام عبور نور از آنها
بسیار زیبا و درخشان می شوند.
کارهایت را هم اگر با انرژی انجام دهی،
شفاف و زیبا خواهند شد.
روز چهاردهم
هنگامی که قصد انجام کاری را داری، از خود نپرس :
دیگران آن را چگونه و با چه روشی انجام داده اند ؟
بلکه بپرس : چگونه می توانم آن را درست و به بهتـــــــــرین وجه ممکن انجام دهم.
این را بدان که همواره حقیقتی تازه در انتظار کشف شدن است.
بدون احساس وجود این حقایق، کریستف کلمب
هرگز به آمریکا نمی رسید و گراهام بل تلفن را اختراع نمی کرد.
روز پانزدهم
هر کاری را با جان و دل انجام بده.
اگر شعاع انرژی ات را مانند ذره بینی که نور خورشید را متمرکز می کند،
روی موانع تمرکز دهی،
هر مانعی که سر راهت باشد خواهد سوخت.
روز شانزدهم
امروز را آغازی تازه بدان.
چرا به چیزی که دیروز اتفاق افتاده، یا انجام شده فکر می کنی؟
زندگی رودخانه ای است که مدام به سمت آینده در جریان است.
هیچ قطره ای از آن دوبار از زیر یک پل رد نمی شود.
کار را با روشی تازه انجام بده، بهتر از همیشه.
روز هفدهم
افکار و رویاهایت را بسط بده.
هنگامی که در بیرون چمنزاری پهناور است
که از هر سو تا افق امتداد دارد.
چرا خود را در آغل حبس کنی.
روز هجدهم
نگذار افکار و ذهنیاتت به صورت عادت درآیند.
سعی کن هرگز در جا نزنی.هر روز از زاویه ای تازه به کارها نگاه کن.
زندگی یک صحنة پر از ماجراست.
به اطرافت نگاه کن: نشانه های زیبایی وجود دارند که به کشفیات تازه اشاره می کنند.
روز نوزدهم
مهم ترین چیز احساسی است که نسبت به کارت داری.
وجود رنگ های تیره در یک تابلوی نقاشی.
نشانة افسردگی نقاش آن تابلوست.
رنگ های روشن، حاکی از وجود روشنایی و انرژی در زندگی نقاش آن تابلوست.
هر کاری را با شادی انجام بده، تادیگران را هم شاد کنی.
روز بیستم
زندگی مثل یک تاب است که هم می تــــــــــواند سرگرم کننده باشد و هم حال به هم زن.
اگر هر بار که تاب می خوری احساس شگفتی کنی،
لذت تاب خوردن را احساس خواهی کرد.
در زندگی هم هر بار که کاری را انجام می دهی،
از انجام آن شگفتی احساس کن.
روز بیست و یکم
حرف حق را بپذیر و کاری به گویندة آن نداشته باش.
مثلاً اگر بوی دود را احساس می کنی و طوطی ات فریاد بزند که :
خانه آتش گرفت!
آیا به مهمانهایت خواهی گفت :
این طوطی نمی فهمد چه می گوید؟
روز بیست و دوم
عقاید را با حقایق اشتباه نکن.
حقیقت مانند دانة بادام است،
و عقاید پوستة آن دانة بادام هستند.
اگر به دنبال حقیقت هر چیز هستی،
باید پوسته را بکنی، تا خود دانه را ببینی.
روز بیست و سوم
قبل از انجام هر کار مهمی، اول ببین
چه احساسی نسبت به انجام آن داری.
آیا آن کار را مهم می دانی؟ آیا واقعی به نظرت می رسد؟
آیا به دیگران کمک می کند؟
روز بیست و چهارم
هنگام غلیان احساسات، هیچ تصمیم مهمی نگیر.
در این صورت اشتباه خواهی کرد.
اول درونت را آرام کن.
ذهن مانند یک دریاچه است.
هنگام غلیان احساس، دریاچه مواج است.
دریاچه هنگامی نور ماه را منعکس می کند که آرام باشد.
روز بیست و پنجم
هنگام مواجه شدن با مشکلی یادت باشد که حتماً راه حلی وجود دارد.
زیرا هر چیز با جفتش به وجود می آید.
بعد از هر سقوطی ، صعودی و بعد از هر شبی، روزی وجود دارد.
ذهنت را روی راه حل ها متمرکز کن.
برای بیرون آمدن از یک اتاق باید در را پیدا کنی،
نه این که به دیوارها فکر کنی.
روز بیست و ششم
همواره از نعمتهایی که زندگی به تو بخشیده است،
شاد باش و به خاطر آنچه که نداری گله مند نباش.
ساختمان با سنگ هایی ساخته می شود که در دسترس اند،
نه با سنگ های حیاط خانة دیگران.
روز بیست و هفتم
سعی کن مثل ماشین خرابی که خاموش نمی شود،
دائماً در حال عذرخواهی نباشی.
با این کار توجه دیگران را به اشتباهاتت جلب خواهی کرد.
تلاش کن که بهترین را انجام دهی.
آن گاه لبخند بزن و حرکت کن.
تنها خداوند کامل است.
روز بیست و هشتم
هر کار خیری که در این دنیا انجام دهی،
بیش از هر کس به خودت کمک خواهد کرد،
به تو قدرت و انرژی و درک بیشتر خواهد بخشید.
اگر خودت نقاشی کنی،
دیگران از تماشای آن لذت خواهند برد.
ضمن آنکه در حین کار
تجربه ات هم در نقاشی بیشتر شده است.
روز بیست و نهم
برای عمل کردن از درونت فرمان بگیر.
برای تفکر از درونت راهنمایی بجو.
زیرا درک و آگاهی را باید دریافت کنی
و نمی توانی خودت خلق کنی.
زمین هنگامی گرم می شود که
به سمت خورسید متمایل باشد.
روز سی ام
هر چیز که راست و درست باشد،
به نفع تو و دیگران خواهد بود.
خداوند بهتر از هر کس می داند که
چه چیز به تو شادی واقعی می بخشد.
آیا یک گیاه می فهمد که باد، آن را تقویت می کند
یا باران ملال آور باعث
رشد گل های زیبا می شود.
روز سی و یکم
هرگز مغرور نشو،
زیرا غرور میکروبی کشنده است.
غرور به تدریج عقل را زایل می کند
و باعث می شود هیچ کاری را بدرستی انجام ندهی.
منبع: مجموعه نرم افزاری Lord
برچسب:
نویسنده: مهرموعود
تاکنون نام چند کمپاني به گوش شما خورده است؟ شايد برايتان جالب باشد که بدانيد اسامي کمپاني هاي بزرگ از کجا آمده و چه ريشه اي دارد.
EXLoxBlog.comEX:Yahoo!
در کتابي که Jerry Yang و David Filo موسسان ياهو خوانده بودند (کتاب سفرهاي گاليور نوشته Jonathan Swift) انسان هاي عريان اوليه و زشت را «ياهو» معرفي کرده بود و موسسان ياهو نيز چون خود را همانند ياهوهاي ياد شده در آن کتاب مي دانستند اين اسم را انتخاب کردند.
Google:
گوگل در رياضي نام عدد بزرگي است، به معني عدد 1 که 100صفر جلوي آن باشد. موسسان گوگل به خاطر نشان دادن گستردگي صفحاتي که گوگل آنها را جست و جو مي کند اين نام را انتخاب کردند.
:Hotmail
اين سايت يکي از سرويس دهندگان پست الکترونيکي به وسيله صفحات وب است. هنگامي که مدير پروژه برنامه مي خواست نامي براي اين سايت انتخاب کند، علاقه مند بود نام انتخاب شده اولاً مانند ساير سرويس دهندگان پست الکترونيک به mail ختم شده و دوماً روي وبي بودن آن نيز تاکيد شود. بنابراين نام Hotmail را انتخاب کرد. در کلمه Hotmail حروف Html به ترتيب پشت سرهم قرار گرفته اند.
CocaCola:
براي طعم دادن به نوشيدني هاي اين شرکت از برگ هايي به نام coca و ميوه يي به نام Kola استفاده مي شود که موسس آن Kola را به Cola تغيير داد تا شکل نوشتاري نام شرکتش زيبا تر باشد.
:DAEWOO
به معني «جهان بي همتا» در زبان کره يي.
:Hp شرکت HP توسط دو نفر به نام هاي بيل هيولت و ديو پاکارد تاسيس شد. اين دو نفر براي اينکه شرکت هيولت پاکارد يا پاکارد هيولت ناميده شود، مجبور به استفاده از روش قديمي شير يا خط شدند و نتيجه هيولت پاکارد از آب در آمد.
Microsoft :
برگرفته از اول دو کلمه Microcomputer Software که ابتدا Micro-Soft بود و خط فاصله آن بعداً حذف شد.
SAMSUNG:
سامسونگ در زبان کره يي به معني «۳ ستاره» است.
SONY:
از لغت لاتين Sonus به معني صدا گرفته شده و Soy يک اصطلاح خياباني امريکايي به معني «جوان باهوش» است. شرکت سوني اين کلمه را به Sony تغيير داد تا راحت تر و زيباتر تلفظ شود.
SUN؛ اين شرکت بزرگ توسط چهار تن از فارغ التحصيلان دانشگاه استنفورد تاسيس شد. Sun مخفف عبارت Standford Univercity Network است.
RedHat:
پدربزرگ Marc Ewing موسس RedHat يک کلاه قرمز با خط هاي سفيد به او يادگاري داده بود ولي او گمش کرد و هر چقدر هم گشت پيدا نشد. به همين دليل اسم اين پروژه را RedHat گذاشت و در قسمتي از راهنماي آن نيز از کاربرانش خواسته اگر کلاه قرمز او را پيدا کردند به او برگردانند.
Adidas:
برگرفته از نام موسس آن Adolf(Adi)Dassler
Adobe:
اسم رودخانه يي که از پشت منزل موسس آن جان وارناک عبور مي کند.
Altavista:
در اسپانيايي به معني «ديد وسيع» است.
AMD:
نام AMD به عنوان يکي از توليدکنندگان پردازنده براي کامپيوترهاي شخصي، از عبارت Advanced Micro Devices به معناي «ريز تجهيزات پيشرفته» گرفته شده است.
Apple:
ميوه مورد علاقه استيو جابز موسس و بنيانگذار شرکت اپل سيب بود و بنابراين اسم شرکتش را نيز اپل (به معني سيب) گذاشت.
:BenQ
برگرفته از عبارت Bringing ENjoyment and Quality to life به معني «آوردن شادي و کيفيت در زندگي».
Motorola:
شرکت موتورولا با هدف درست کردن بي سيم و راديوي خودرو کار خود را آغاز کرد. از آنجايي که مشهورترين سازنده بي سيم و راديو هاي اتومبيل در آن زمان شرکت Victrola بود، موسس اين شرکت يعني آقاي پال کالوين نيز اسم شرکتش را موتورولا گذاشت تا علاوه بر داشتن مشابهت اسمي کلمه موتور نيز به نوعي در اسم شرکتش وجود داشته باشد.
:NIKE
خداي پيروزي يونانيان باستان.
Oracle:
موسس شرکت اوراکل يعني لري اليسون و باب اوتس قبل از تاسيس شرکت روي پروژه يي براي CIA کار مي کردند. اين پروژه که اوراکل نام داشت بنا بود با داشتن مقادير زيادي اطلاعات بتواند جواب تمام سوال هاي پرسيده شده توسط اپراتور را با مراجعه به مخزن اطلاعات بدهد (اوراکل در اساطير يوناني الهه الهام است). اين دو نفر پس از پايان اين پروژه شرکتي تاسيس کرده و آن را به همين اسم نامگذاري کردند.
XEROX:
کلمه Xer در زبان يوناني به معناي خشک است و اين براي تکنولوژي کپي کردن خشک در زماني که اکثراً کپي کردن به روش هاي فتوشيميايي انجام مي گرفت فوق العاده حائز اهميت بود.
منبع: مجموعه نرم افزاری Lord
برچسب:
نویسنده: مهرموعود
در این که همه افراد جامعه خواهان سعادت و خوشبختی و بهروزی در زندگی روزمره خود هستند، شکی نیست، ولی باید دانست که خوشبختی چیست و راه وصول به آن کدام است؟ نظرهای دانشمندان و بزرگان جهان در مورد خوشبختی، بسیار مختلف می باشد؛ به طوری که یکی از بزرگان، در کتاب خود، 288 نظریه را در مورد خوشبختی ذکر کرده است. در یک نتیجه گیری کلی از نظرات صاحب نظران، می توان به چند نظریه مهم و قابل توجه که معمولا مورد توجه مردم عوام نیز..هستند، اشاره کرد. بعضی از صاحب نظران، راه وصول به سعادت در زندگی را منحصر به جمع آوری ثروت زیاد می دانند. برخی تنها راه سعادت و خوشبختی را رسیدن به جاه و مقام دانسته اند. گروهی دیگر همچون فروید و طرفدارانش، خوشبختی در دنیا را منحصر به کامجویی هو لذت های جنسی معرفی کرده اند و گفته اند: در دنیا آن کس خوشبخت و سعادتمند است که هرچه بیشتر و بهتر بتواند کامرانی جنسی بکند و از لذائذ شهوانی بهترین و بالاترین لذت ها را بچشد.
EXLoxBlog.comEXگروهی دیگر تنها راه رسیدن به سعادت را تکامل رفتار انسانی و تعالی اخلاق نفسانی معرفی کرده اند. دسته ای تحت فشار و رنج قرار دادن و به ریاضت و سختی کشیدن جسم انسان را راه صحیح خوشبختی می دانند و عقیده دارند چنان باید جسم و بدان را در تنگنا و سختی قرار داد که جسم انسان ضعیف و نحیف شود و روح انسان کامل و بزرگ گردد. مرتاضان هند از این دسته اند. آنان کارهایی عجیب و مشکلی انجام می دهند، مثلا دانه گندمی را ماه ها در کف دست نگه می دارند تا سبز شود و یا با بدن عریان روی میخ ها می خوابند، یا ماه ها از خوردن مواد غذایی و نوشیدنی خودداری می کنند.دانشمندان نظریه های بسیاری در مورد راه وصول به سعادت در زندگی ارائه کردند و هر کدام برای نظر خود، دلایلی اقامه کردند که به سبب اختصار، از ذکر آنها خودداری می کنیم. در میان راه ها و نظریه های یاد شده، کدام راه و نظریه برای رسیدن به خوشبختی و نیک نامی، کارساط و تنها راه سعادت است؟ آیا هیچ یک از راه های فوق الذکر راه اصلی ورود به وادی سعادت نیست؟ آیا چیزی فراتر از این امور مادی تنها راه ورود به سعادت و خوشبختی است؟
راز خوشبختی تنها در پرتو ایمان الهی است و بس. خدای متعال در قرآن می فرماید: «الا بذکر الله تطمئن القلوب» تنها با یاد خدا، قلب ها آرام می گیرند.
افرادی در زندگی خوشبخت هستند که از آرامش نفس و روح حقیقی برخوردار باشد. کسانی که به غلط پنداشتند زراندوزی و انباشتن مال موجب رسیدن به سعادت است، سخت در اشتباهند. به تجربه، بر همگان معلوم شده که ثروت زیاد هیچ گاه مایه سعادت و خوشبختی نیست و چه بسا باعث فلاکت شود.
بهره برداری صحیح و قانونی از منافع ثروت و انجام کارهای عام المنفعه و دستگیری از نیازمندان، از کارهای نیک و موجب رضای خداوند است و پاداش معنوی دارد. از این جهت است که می فرمایند: « الدنیا مزرعه الاخره» دنیا کشتگاه آخرت است
عشق از نگاه بعضی، جاذبه و کشش نیرومند و قوی میان دو شخص است که به واسطه آن، دو فرد به سوی گناه و آلودگی و سقوط در لجنزار فحشا سوق داده می شوند. اگر منظور از عشق این معنا باشد، هر چه در مذمت و نکوهش او گفته شود کم است. اگر منظور از عشق، نیرو و جاذبه دیوانه کننده و مخرب حاکم حقیقی بدن یعنی عقل باشد، هر چه در مذمت او بگوییم کم است. میان این دو نوع عشق، تفاوت بسیار از زمین تا آسمان است.
عشق از نگاه نخست، انسان را به هدفی عالی می رساند و حلال مشکلات و برطرف کننده نقصان ها و نارسایی ها در نظام خانواده و اجتماع است. عشق از نگاه دوم، انسان را از مرز شرف و عزت و انسانیت به ته دره های گناه و عصیان سوق می دهد.عشق در نگاه اول، عشقی راستین و حقیقی است و در آن خدعه و نیزنگ برای رسیدن به هدف شومی همانند وصل نیست. ولی در عشق دروغین و مجازی انواع حیله ها و نیرنگ ها به کار می رود و عاشق، فردی متظاهر و دروغگو است که در لفافه زیبای لفظ عشق می خواهد به وصال معشوق برسد و بس. در نگاه اول، عاشق تا آخرین لحظات زندگی به پای معشوق می سوزد و می گدازد و به او وفادار است؛
زیرا او عاشق حقیقی است. این عشق تنها داروی شفابخش و التیام دهنده ضعف ها و کمبودها و نارسایی هایی است که معمولا در نظام خانواده پیش می آید، می باشد و هدایت کننده انسان به سوی سعادت و بهروزی است، ولی در نگاه دوم، برعکس است. نقطه آغاز و ابتدای این عشق، یک بوسه است و نقطه آخر این عشق، وصل و کام دل برگرفتن از معشوق، عاشق مجازی همین که به معشوق دست یافت و غریزه جنسی خود را اشباع ساخت، دیگر نه عاشق و نه معشوقی.
امروزه جوانانی خام و ناپخته ای دیده می شوند که مدام دم از شور عشق و عاشقی خود می زنند و خود را یگانه عاشق و دلباخته روزگار می دانند و می گویند هر سری که در او عشق نیست باید در بازار کدوفروشان در معرض فروش قرار داد، ولی غافل از عشق حقیقی هستند. عشق در نگاه اول، نتیجه و ثمر نیکو دارد ولی در نگاه دوم، نتیجه و ثمره اش بعد از رسیدن به وصال بر ملا خواهد شد و کار به رسوایی خواهد کشید
ناپلئون سوم عاشق و دلباخته دوشیزه ای زیبا بود که در حسن و دلبری یکتا بود. ناپلئون با او ازدواج کرد. درباریان فرانسه با این پیوند زناشویی موافق نبودند. ناپلئون که به سختی دلش در گرو جمال و قامت رعنای دلداده و معشوق خویش بود، به آنان توجهی نکرد و گفت: من زنی را دوست می دارم و بر سایر زن های ناشناسی که مقصود شماست مقدم می دارم. ناپلئون هنگامی که از وصل معشوق بهره مند گردید و کام دل از دلداده خویش برگرفت، طولی نکشید که آتش عشق او به سردی گرایید و زندگی شیرنیش به تلخی مبدل گشت. او شب ها کلاهی نمدین بر سر می نهاد و از در نهانی کاخ خارج می شد و به دیدار معشوقه ای دیگر که در انتظارش بود می رفت. زن زیبای ناپلئون که گول عشق دروغین او را خورده بود، در کاخ سلطنتی می سوخت و چاره ای جز ساختن نداشت.
لفظ عشق، لفظی است که افراد هوسران و شهوت پرست برای رسیدن به مقصد شوم و پلید خود به این لفظ متوسل می شوند و لفظ زیبای عشق را پلی برای رسیدن به معشوق قرار می دهند. عشق های مجازی با آمیزش جنسی خاموش می شود. اگر بنیان محکم زندگی بر این نوع عشق بنا شود، هر لحظه باید انتظار فروریختن ساختمان ازدواج را کشید. تنها عشقی که ضامن بقای نظام خانواده و ایجاد مهر و محبت بیش تر در خانه می شود، عشق حقیقی است.
منبع: مجموعه نرم افزاری Lord
برچسب:
نویسنده: مهرموعود
۱- فرد مسلح به قوه ابتکار، قابل ترو تواناتر ازجماعت بدون خلاقیت است.
برچسب:
نویسنده: مهرموعود
* مشکلات و عوارض ناشي از کار با رايانه
* راه هاي پيشگيري از عوارض و بيماري هاي ناشي از کار با رايانه
* مشکلات و عوارض ناشي از کار با رايانه
برخي از مشکلات و عوارض ناشي از کار با رايانه عبارتند از :
۱ - مشکلات بينايي :
مشکلات بينايي يکي از شايعترين مشکلاتي است که در اثر کار زياد با رايانه ايجاد مي شود ؛ مانند درد ، سرخي و سوزش چشم و آبريزش آن ، دوبيني ، احساس تاري ديد که به کاهش قدرت بينايي ، خستگي و درد چشم و سردرد منجر مي شود . چشم هاي انسان عادت دارند تا بسيار راحت بر روي اشياي دور و نزديک متمرکز شوند ؛ به همين دليل احتمال خستگي ماهيچه چشمي که بر روي کاغذ و صفحه مانيتور متمرکز شده وجود دارد . همچنين ماهيچه هاي ديگر چشم ، از تغييرات نور يا درخشندگي يا از تغيير مسير ديد بين صفحه مانيتور و نوشته هاي در حال تايپ خسته مي شوند و به دليل جابجايي زياد کلمات ، چشم قدرت تطابق خود را به مرور از دست مي دهد . افرادي که داراي اختلالات انکساري اصلاح نشده هستند بيشتر در معرض خطر هستند .

۲ - عوارض مفصلي و عضلاني :
يکي ديگر از شايع ترين عوارض کار با رايانه ، دردهاي عضلاني و درد مچ دست و بازوهاست . درد گردن و کمر و در درازمدت ، خميدگي پشت ، از عوارض ديگر کار زياد و طولاني با رايانه است .
معمولاً کاربران رايانه ، ساعدها ، دست ها ، بازوان ، پشت و گردن خود را در يک حالت ثابت قرار مي دهند و اين عمل باعث وارد شدن فشار زياد ، در زمان طولاني ، بر روي ماهيچه ها و تاندون هاي فرد مي شود و در نهايت مي تواند به مشکلات عضلاني و مفصلي نيز منجر شود . در اين رابطه ، فاکتورهاي ارگونوميکي نظير بارکاري ، حرکت تکراري ، طرز نشستن ، زاويه ديد ، وضعيت ميز و صندلي ، ارتفاع صفحه کليد و مانيتور ، وضعيت نوري ، سرعت تايپ ، عدم آرامش رواني و ... مي تواند از فاکتورهاي عمده خطر باشد .
۳- مشکلات زايماني و بارداري :
EXLoxBlog.comEXبرخي پژوهشگران ، بر اين باورند که زايمان ها و بارداري هاي غيرعادي و تولد نارس و ناقص ، با استفاده از صفحه نمايش رايانه و وجود تشعشعات آن مربوط است . انستيتو بهداشت شغلي فنلاند ، امکان ارتباط بين اشعه ناشي از رايانه و سقط جنين را مورد مطالعه قرار داده است . در اين مطالعات مشخص شد که سقط جنين در زناني که در معرض ميدان هاي مغناطيسي حاصل از رايانه با قدرت بيش از ۹/۰ ميکروتسلا ( واحد اندازه گيري شدت ميدان مغناطيسي ) قرار دارند شايع تر است . ( بنابراين توليد کنندگان و وارد کنندگان رايانه بايد اين موضوع را جدي گرفته و استانداردهاي قانوني را رعايت کنند . ) همچنين استرس ها و فشارهاي کاري در امور رايانه اي و وضعيت مناسب بدني در هنگام کار نيز از جمله عوامل ايجاد کننده اين عوارض هستند .
۴- مشکلات پوستي :
ولتاژ زياد لامپ تصوير باعث توليد ميدان الکترواستاتيک و بارهاي الکتريکي مثبت در سطح خارجي صفحه نمايش مي شود . . در ميدان بين بارهاي مثبت و صورت اپراتور ، گرد و خاک و ذرات در تمامي جهات حرکت مي کنند . اگر چه ميزان گرد و خاک و ذرات بسته به نوع تهويه اتاق ، کفپوش و عوامل ديگر تغيير مي کند ، هميشه وجود دارند.
جريان بارهاي مثبت حاصل در اين ميدان ، ممکن است در کساني که حساسيت پوستي دارند باعث خشک شدن پوست دست و صورت و ترک خوردن آن شود .
همچنين بررسي هايي صورت گرفته که نشان مي دهد افرادي که از حساسيت هاي پوستي شکايت دارند و هنگام کار بيشتر تحت فشارهاي فکري و عصبي قرار مي گيرند ، اين فشارها و استرس ها مي تواند باعث تغييرات هورموني مانند تيروکسين ( هورمون غده تيروئيد ) و پرولاکتين ( هورمون هيپوفيز قدامي ) و همچنين ضايعات پوستي شود .
در يک مطالعه ديگر نيز که در سوئد صورت گرفته است ارتباط بين ضايعات پوست صورت و کار با رايانه را به فاکتورهاي رواني اجتماعي و مسائل محيط کار نسبت داده اند . البته فاکتورهاي شخصي هم در بروز اين ضايعات دخالت دارند .
* استرس و مشکلات عصبي - رواني :
حجم کار زياد و دوري از همکاران در محيط کار مي تواند منجر به بروز مشکلات رواني شود . البته لازم به ذکر است که کار با کامپيوتر افسردگي زا نيست بلکه حجم زياد کار است که در ايجاد استرس رواني نقش دارد .
* تنفس گازهاي مضر :
بدنه رايانه و نمايشگرها بر اثر گرم شدن ، بوي مخصوصي از خود متصاعد مي کنند . از جمله اين بوها گاز ديوکسين است که توسط بدنه رايانه ( بر اثر حرارت ) و صفحه نمايشگر توليد مي شود . اين مواد به عنوان مواد ضد حريق در بدنه نمايشگر و بردهاي رايانه به کار مي روند . همچنين گاز ازن به هنگام کار چاپگر ليزري توليد مي شود که به بافت مخاطي بيني ، چشم و گلو آسيب مي رساند . بنابراين ، رعايت استاندارد هاي مربوط در اين خصوص توسط وارد کنندگان يا توليد کنندگان رايانه ضروري است .
* راه هاي پيشگيري از عوارض و بيماري هاي ناشي از کار با رايانه
بايد اذعان داشت که کار با رايانه کسي را بيمار نکرده و عوارضي را به وجود نمي آورد ، بلکه رفتارهاي غلط و ناصحيح و غيراصولي ، درجه تأثيرپذيري منفي را در کار با رايانه بالا برده و شخص را دچار عوارض مختلف مي کند رعايت اصول بهداشت کار ، شرط درست و صحيح کار کردن با رايانه است که در زير به برخي از اين اصول اشاره مي شود :
کارکناني که با رايانه کار مي کنند ، در زمان استخدام و شروع به کار و سپس به طور ساليانه ( در قالب معاينات دوره اي ) بايد توسط متخصصان چشم يا بينايي سنجي مورد معاينه و آزمايشات لازم قرار گيرند و به توصيه هاي پزشک ، توجه جدي شود .
در معاينات قبل از استخدام و دوره اي ، به عوارض و بيماريهاي مفصلي و عضلاني توجه شود و کارکناني که به دردهاي مفصلي ، کمردرد ، شانه و ...مبتلا شده اند به سرعت به پزشک طب کار يا ساير متخصصان مراجعه کنند .
در دوران بارداري ، زنان از کار با رايانه معاف شوند .
محدوديت کار با رايانه در نظر گرفته شود و توأم با استراحت هاي کوتاه مدت در بين کار باشد . توصيه مي شود براي هر يک ساعت کار مداوم ، ۱۵ دقيقه استراحت در نظر گرفته شود . در هنگام استراحت بين کار بايستيد ، قدم بزنيد و فکر خود را به موضوعات ديگر متمرکز کنيد . ماهيچه هاي خود را شل و سپس آنها را بکشيد و وضعيت آنها را تغيير دهيد . نرمش در هنگام استراحت و بين کار سودمند است . ( براي رفع خستگي مي توان از حرکات کششي استفاده نمود ) . براي کاهش خستگي چشم بايد هر چند مدت يک بار به نقطه اي در فواصل دور نگاه کنيد . در هنگام کار با رايانه اگر بدن کشيده باشد و سر بالا نگاه داشته شود و شانه ها آويزان باشد بالا تنه در راحت ترين حالت قرار خواهد گرفت ، چرا که بد نشستن انجام کار را سخت تر کرده و منجر به خستگي ماهيچه ها و ايجاد عوارض مي شود .
روشنايي محل کار بايد مخلوطي از نورسفيد و زرد بوده ( ترجيحاً از لامپ مهتابي استفاده شود ) و شدت آن درحدود ۳۰۰ لوکس باشد .
ميز کار طوري قرار گيرد که روشنايي لامپ هاي سقف در طرفين قرار گيرد و از قرار دادن ميز در محلي که نور لامپ مستقيماً در برابر کاربر باشد خودداري شود . در استفاده از روشنايي طبيعي نيز نبايد صفحه مانيتور در برابر پنجره قرار گيرد .
براي به حداقل رساندن فشار بر روي گردن و کمر ، استفاده از گيره هاي اوراق يا کاغذ گير لازم است .
وقتي با رايانه کار نداريد چاپگر آن را خاموش کنيد و يا آن راخارج از محيط کار قرار دهيد . براي هواي اتاق کار ، دماي ۲۳-۱۹ درجه سانتي گراد و رطوبت حدود ۵۰ درصد مناسب است .
به منظور رفع آثار مخرب و سوء کارهاي توليد شده از رايانه و ضمايم ان ، بهتر است با باز کردن درب و پنجره ها و يا تعبيه دستگاه تهويه ، هواي اتاق به طور مرتب تعويض شود .
صندلي و ميز مورد استفاده در حفظ سلامت و فرم عضلات و اسکلت بدن نقش بسيار مهمي دارند ، بنابراين ، بايد اصول ارگونوميک در انتخاب آنها رعايت شود . در زير به مواردي از آنها اشاره مي شود :
ارتفاع صندلي بايد قابل تنظيم باشد . ارتفاع ۶/۴۰ تا ۵۲ سانتي متر براي صندلي هاي فشرده يعني قرار گرفته در زير باري معادل ۴/۴۵ کيلوگرم توصيه مي شود . ارتفاع صندلي طوري تنظيم شود که مانع وارد شدن فشار اضافي بر ناحيه زير ران ها شود يعني ارتفاع صندلي از فاصله کف اتاق تا ناحيه زير ران ها در حالتي که شخص نشسته است کمتر باشد . طول تشک صندلي ۳۸ تا ۴۳ سانتي متر و عرض آن ۴۵ سانتي متر باشد . براي افراد چاق صندلي هاي پهن تر توصيه مي شود .
ضخامت تشک در حدود ۴ تا ۵ سانتي متر باشد و رويه ان از جنسي باشد که اصطلاحاً بتواند تنفس کند و لبه جلو صندلي ، گرد و لبه بيروني آن ، نرم باشد .
زاويه پشتي با تشک صندلي ، حداقل ۹۰ تا ۱۰۵ درجه باشد . براي کاهش فشار وارده بر ديسک ها زاويه تا ۱۲۰ درجه ترجيح دارد . عرض پشتي صندلي هم بايد حداقل ۵/۳۰ سانتي متر در ناحيه کمر باشد . بعضي از صاحب نظران ، ارتفاع پشتي صندلي را حداقل ۵۰ سانتي متر توصيه مي کنند . به هر حال ، پشتي صندلي بايد طوري تنظيم شود تا از مهره هاي کمري محافظت کند .
براي تکيه گاه کمر ، استاندارد ASNI تکيه گاهي را توصيه مي کند که ۹/۲۲-۲/۱۵ ارتفاع و ۵/۳۰ سانتي متر عرض داشته باشد و به فاصله ۲/۱۵ تا ۴/۲۵ سانتي متر از نقطه مرجع صندلي قرار گيرد . تکيه گاه کمر بايد در حدود ۵ سانتي متر نسبت به پشتي صندلي برجستگي داشته باشد .
صندلي هاي مورد استفاده در کار با رايانه بهتر است دسته دار بوده و دسته آن با ارتفاع ميز کار مطابقت داشته باشد . همچنين داراي ۵ چرخ بوده و چرخان باشد . شيب کف صندلي ۵ تا ۱۵ درجه براي تمايل به جلو و ۵ درجه تمايل به عقب را امکان پذير سازد . در صورت نياز استفاده از زيرپايي توصيه ميش ود . بهترين وضعيت براي تغيير حالت پا استفاده از تکيه گاه است .
ميزکار نيز بايد قابل تنظيم باشد و سطح کار بايد در ترازي قرار گيرد که ارتفاع کار کردن را با ارتفاع آرنج هم تراز کند .
سطح صفحه کليد ، هم ارتفاع با دسته صندلي و آرنج باشد و مچ ها به طور عادي روي صفحه کليد ها قرار گيرد ، به طوري که هنگام کار ، ساعدها تقريباً موازي با افق قرار گرفته و زاويه بين مچ دست و ساعد ، ۵ تا ۱۰ درجه باشد .
در برخي از بررسي ها ( ارتفاع سطح کار را حدود ۵۸ تا ۷۱ سانتي متر توصيه مي کنند ) موقعيت mouse در همان ارتفاع و فاصله نسبت به صفحه کليد است .
صفحه مانيتور نيز بايد طوري تنظيم شود که بالاترين سطح آن در امتداد ديد چشم ها قرار گيرد و زاويه صفحه آن نسبت به خط فرضي عمود بر ميز ، ۱۰ تا ۲۰ درجه در نظر گرفته شود . فاصله مناسب بين چشم و صفحه نمايش ۶۰-۵۰سانتي متر است .
بهترين رنگ براي صفحه مانيتور سبز تيره رنگ کهربايي است . سفيد بر روي سياه نيز تباين خوبي دارد ، اما ممکن است انعکاس درخشندگي را افزايش دهد ولي سياه بر روي سفيد درخشندگي را کاهش مي دهد .
منبع:مرکز مدیریت حوزه علمیه خواهران
برچسب:
نویسنده: مهرموعود
در سوره حديد آيه 17 خداوند متعال ميفرمايند: « اعلموا ان يحي الارض بعد موتها» بدانيد كه به تحقيق خداوند متعال زمين را بعد از مردنش زنده ميگرداند.
EXLoxBlog.comEXامام باقر(ع) در ذيل اين آيه ميفرمايند: خداوند زمين را بعد از آنكه با كفر و معصيت اهلش مرده است زنده ميگرداند. پس خداي بزرگ بوسيله حضرت امام زمان(عج) زمين را زنده ميكند تا در روي زمين عدالت فردي و اجتماعي اجرا گردد تا بعد از مرگ روحي زمين و اهل آن احياء حقيقي توسط حضرت وليعصر(عج) انجام شده و از حيات معنوي و روحي بهره مند شوند.
از ابن عباس نقل شده كه حضرت باقر(ع) فرمود: در ذيل اين آيه كه بدانيد خداي تعالي بوسيله حضرت مهدي(عج) زمين را اصلاح ميكند يعني بعد از آنكه اهل زمين و دنيا ستمگر و بدكار شوند و محيط دنيا غوطه ور در فساد و گناه گرديد امام زمان(عج) با دست تواناي خويش با ياري خداوند اصلاح ميكند، و عدالت را در روي زمين گسترش ميدهد بدرستيكه آيات و ادله را بوسيله حضرت وليعصر(عج) به شما بيان ميكنيم تا شايد شما تعقل نموده و بفهميد.
از حضرت موسي بن جعفر(ع) نقل شده كه درباره اين آيه شريفه فرمودند: مراد اين نيست كه بوسيله باران زمين را زنده ميكند بلكه مراد اين است كه خداوند عزوجل مرداني لايق را ميفرستد تا عدالت را در روي زمين زنده كرده و گسترش دهند، پس زمين به سبب زنده شدن عدالت زنده ميگردد و سپس حضرت فرمودند سود و منفعت اقامه حدي از حدود الهي از باريدن چهل روز باران بيشتر است توضيح اينكه حيات معنوي و روحي يك ملت سودش و اثرش به مراتب بالاتر از حيات ظاهري و مادي زمين و اهل آن است و بهتر اينكه بگوييم اگر زنده ماندن و حيات يك انسان به قلب و مغز آن بستگي دارد و درصورت از كارافتادگي اين اعضاي اصلي جسم انسان نابود ميشود در مقايسه اگر روح معنوي يك جامعه از دست برود و جامعه و اهلش به ماديات گرايش پيدا كنند فساد و تباهي به همراه آن خواهد آمد همانطور كه در قرآن آمده است اگر مردم به دنيا و ظواهر آن فريفته شوند همه جا را فساد و بي بندوباري پر ميكند. اميدواريم كه به عنايت و لطف بي منتهاي خداوند متعال با فرج هر چه زودتر حضرت وليعصر(عج) شاهد نزول بركات و خيرات و بلكه بهتر بگوييم شاهد ظهور كل خير باشيم ان شاءالله.(منابع: قرآن كريم-مفاتيح الجنان-اصول كافي-الزام الناصب).
"قال موسی لقومه استعینوا بالله واصبر ان الارض لله یورثها من یشاءمن عباده والعاقبه للمتقین"
ترجمه "حضرت موسی (ع) به قوم خود گفت: از خدا یاری بخواهید و صبر کنید بتحقیق زمین از آن خداست و اورا به آنکه از بندگان خدا می خواهد ارث می دهد وعاقبت برای پرهیزکازان است ."
از امام باقر(ع)ذیل این آیه آمده که حضرت (ع ) فرمودند: ما درکتاب علی(ع) دیدیم من واهل بیتم کسانی هستیم که خدا زمین را به ما ارث داده و ما هستیم پرهیزکاران، وهمه زمین از آن ماست هر کسی از مسلمانان زمینی را زنده کند باید اورا آباد کند و مالیاتش را به امام(ع) ازخاندان من بپردازد،و هر مقداری از او را صرف مخارج خویش کند از آن اوست و اگر از آن دست کشیده و اعراض کند ،و یا او را خراب کرد،و مرد مسلمان دیگری پس از او بدست گرفت و آنرا زنده کرد او بدان سزاوارتر و احق تر است از آن کسی که دست کشیده ورها کرده است،و باید خراج او را به امام(ع) از خاندان من بدهد وهر چه از آنرا برای خود خرج کند حق اوست تا اینکه حضرت مهدی (ع) از اهل بیت من با شمشیروقدرت آشکار گردد وآنرا تصرف نماید و بدست خویش بیاورد، وآنان را از آن زمین بیرون کند، چنانچه پیامبر خدا(ص)آنها را تصرف کرد و برای خویش نگهداشت، جز آن زمین که در دست شیعیان ما باشد وامام با آنان قراردادی بنددو زمین را به دست آنها واگذار نماید.(کتاب کافی)
در تفسیر شریف لاهیجی امام صادق (ع) ذیل این آیه می فرماید: درزمان حضرت رسالت (ص) حضرت آیه کریمه (استعینوابالله...) را می خواند بعد از آن فرمودند که در زمان حضرت رسالت صلی الله هرچه باشد از آن خدای تعالی پس از آن رسول خداست وآنچه از رسول خدا باشد ازامام بعداز رسول خداست.
در تفسیر آسان آمده : هنگامی که هشام بن عبد الملک امام باقر (ع) را به شهر شام احضار کرد وآن بزرگوارداخل مسجد شد هشام و یارانش آن حضرت را مورد توبیخ قرار دادند امام به پا خواستند و فرمودند: ایهاالناس کجا می روید ؟ می خواهند شما را به کجا ببرند؟ بعد فرمودند خداوند اولین افراد شما را بوسیله ما هدایت کرد و آخرین شما را هم به ما خاتمه می دهد.
اگر شما دارای قدرت و سلطنتی هستید که به عخله طی می شود. ما خاندان دارای قدرت وسلطنتی هستیم که برای همیشه برقرار خواهد بود و بعد ازآن سلطنتی نخواهد بود زیرا ما صاحب و اهل آن عاقبتی هستیم که خداوند می فرماید"و العاقبه للمتقین"
با توجه به این آیه می بینیم که ابتدا حضرت مهدی (ع) توسط یاران خویش در عالم با انقلاب فرهنگی مردم سراسر جهان را به اسلام دعوت نموده و بشارت می دهند بعد از این جریان وگذشت زمان مربوطه آن وقت است که اگر کسی باز هم کفر ورزید و به دین اسلام مشرف نگشت بایستی از میان برداشته شود وزمین سراسر پاک و از لوث هر شرک و کفری تصفیه گردد همانطوری که در بشارت ظهور حضرت مهدی (ع) اهلبیت فرموده اند:"یملاء الارض عدلا وقسطا کما ملئت ظلما وجورا "
ترجمه: اینکه با ظهور حضرت مهدی (ع) زمین پر می شود از عدل وانصاف و حقیقت همانگونه که پر شده است از کفر و ظلم وبی عدالتی . عاقبت با متقین است که حضرات اهل بیت بوده و همه از آن امام می باشد به امید آن روزی که حضرتش تشریف آورده و شیعیانش در کنارش در سلامت کامل روحی باشند . ان شاءالله
منابع : قرآن کریم ، اصول کافی ،الزام الناصب
"...ولا یکونواکالذین اوتواالکتاب من قبل فطال علیهم المد فقست قلوبهم وکثیر منهم فاسقون"
(سوره حدید آیه16)
"نبایدهمچون کسانی باشند که در گذشته به آنها کتاب داده شد،ولی هنگامی که مدت طولانی شد،دلهایشان قساوت گرفت و بیشترشان فاسقانند."
در تفسیرآیه شریفه امام صادق (ع) می فرمایند:
"این آیه در مورد حضرت ولی عصر (عج) واهل زمان غیبت او نازل شده که زمان غیبتش به طول خواهد انجامید".
در راغب آمده که "امد" زمان است.وتفاوت آن با زمان در این است که زمان عام بوده ولی "امد" مربوط به زمان خاصی است. حال با دقت درروایات می بینیم که این زمان خاص زمان غیبت حضرت ولی عصر (عج) بوده که با گذشت زمان قساوتها زیاد می گردد که باید با خواستن ودعا این غیبت را به ظهور تبدیل کرد تا این قساوت به رافت واین فسق به عدل تبدیل گردد. حال چرا امام تا این زمان در غیبت است که امام صادق (ع) در حدیثی فرموده "برای مهدی (عج)پیش از آنکه قیام کند غیبتی هست." زراره پرسید:برای چه؟!
حضرت می فرمایند: برای اینکه می ترسد،وبا دست خود به شکم مبارکش اشاره کرد(یعنی برای ترس از کشته شدن). سپس فرمودند:
"ای زراره اومنتظر است، مردم درباره ی تولد او دچارشک وتردید می شوند ، برخی گویند هنوز در شکم مادراست،برخی گویند: از دیده ها پنهان است ،برخی گویند: هنوز به دنیا نیامده است و... جز اینکه خدا دوست می دارد که شیعیان را در بوته آزمایش قرار دهد تا اهل باطل دچار تردید شوند."
در جایی دیگر دارد که مطالعه احوال شیعیان این زمان امام صادق (ع) را دگرگون ساخته وسیل اشک بر صورت مبارکش روان ساخته است اما ما که آن صلابت و مقاومت امام (ع) را نداریم وسنگینی این رویدادهای تلخ وناگواررابر شانه ی خود لمس می کنیم چه حالی خواهیم داشت؟!
اگرسراسیمه سر به بیبان نمی گذاریم وآتش دلمان جان هستی را طعمه حریق نمی سازد ،به این دلیل است که عمق فاجعه و عمق مصیبت را در سطح امام معصوم(ع) درک نمی کنیم. وگرنه می بایست عقل از مغزمان بیرون رفته و دیگر آرام وقراری نداشته سراسیمه سر به بیبانها نهاده در دشت وصحرا از غصه دچار مرگ شویم. زیرا درک عمق فاجعه امام صادق (ع) را با آن قدرت معنوی فوق العاده به حال اضطرارو تشویش انداخته است.
بارالها ! تو را به ناله های امام صادق (ع) سوگند می دهیم که بیش از این خوشید تابان امامت رادرپشت پرده های غیبت پنهان ساز ودلهای بیتاب ما را با آتش هجران، سوزان ودیدگان نگران ما را از دیدار آن کعبه ی مقصود وقبله موعود محروم مفرما.
منابع: قرآن کریم، روزگار رهایی، غیبت نعمانی ص 7، بحار الانوارج51 ص54،المهدی ص204،یاد مهدی ،کمال الدین ص353
الم ذلك الكتاب لا ريب فيه هدي للمتقين
اين اولين آيه از سوره بقره مي باشد كه خداوند وقتي ازكتاب خود نام مي برد اشاره به دور كرده وميفرمايد (آن كتاب). سؤالي كه پيش مي آيد اين است كه چرا خداوند اشاره به نزديك نكرده وبه جاي (ذلك) (هذا)نفرموده است .در اين باره سخن زياد به ميان آمده .بعضي گويند كه (ذلك) به حقيقت قرآن اشاره دارد.
ولي بيائيم مانند هميشه به سخنان اهل بيت عليهم السلام رجوع كنيم.عياشي در تفسير اين آيه حديثي از امام صادق عليه السلام نقل مي كند كه امام فرمودند:(كتاب علي لا ريب فيه)آن كتاب مولا اميرالمومنين است كه شكي در ان نيست .در تفسير آيه شريفه ي(هدي للمتين )حضرت امام صادق (ع)مي فرمايد (المتقون شيعتنا )متقين شيعيان ما مي باشند .
ودرتفسير آيه شريفه ي (يومنون بالغيب )مي فرمايد:شيعيان ما به تمام اموري كه باحواس ظاهري آنها را نديده و نشنيده اند ايمان دارند از قبيل توحيد و پيامبري تمام پيامبران ،قيام قائم ، معاد، حساب ، بهشت و دوزخ.
ودر تفسير (ومما رزقناهم ينفقون - از هر چه به روزي كرديم انفاق مي كنند.)مي فرمايد :شيعيان ما از فضائل ما اهل بيت براي يكديگر نقل مي كنند و فضائل ما خانواده را براي دوستان ما نشر مي دهند .
« واسبغ عليكم نعمه ظاهره و باطنه » (سوره لقمان آيه 20)
نعمتهاي ظاهري و باطني خود را بر شما سرازير نمود.
درباره نعمت ظاهري و باطني تعبيرهاي مختلفي را آورده اند آنچه در باره نعمت ظاهري آمده آفرينش، حيات، انواع روزي، ظاهر بدن و سلامت آنها. و آنچه در باره نعمت باطني آمده قدرتهاي روحي و معرفت به خدا.
ولي آنچه براي ما مهم است آنچه حضرات اهل بيت(ع) بيان فرموده اند در روايتي از پيامبر اكرم(ص) نعمت ظاهري را اسلام و آفرينش كامل و منظم انسان بوسيله پروردگار و روزيها و نعمت باطن را پوشاندن بديهاي انسان برشمرده است.
در روايتي از امام باقر(ع) نعمت ظاهر را پيامبر و معرفت و نعمت باطن را ولايت اهل بيت معرفي كرده است. و روايت ديگر چنين آمده است كه نعمت ظاهري، امام آشكار و نعمت باطني، امامي است كه از ديده ها پنهان باشد كه جسم او از ديده ها غايب خواهد شد ولي ياد او در دلها زنده خواهد بود و او امام دوازدهم از ما است كه خداوند هر مشكلي را براي او آسان سازد و هر سختي را براي او هموار نمايد و گنجهاي زمين را براي او آشكار نموده و راههاي دور و دراز را براي او نزديك و كوتاه نمايد.
و در روايتي از امام كاظم(ع) آمده كه فرمودند : براي صاحب اين امر به ناچار غيبتي است كه بيشتر معتقدان به او از اعتقاد خود بازگردند كه آن امتحان بزرگي است كه خداوند مخلوقات خود را با آن آزموده است اگر پدران شما صحيح تر از اين راهي ميافتند از آن پيروي ميكردند، بنابراين طبق احاديث فوق، نعمت باطني حضرت وليعصر(ع) است كه از ديده ها غايب است و هر مشكلي برايش آسان ميشود، پس دعا كنيم كه با دعا و عمل ما شيعيان مشكل غيبت ايشان هر چه سريعتر به فرج آسان گردد ان شاءالله.
برچسب:
نویسنده: مهرموعود